نخستین جشنواره ملی وبلاگ نویسی

قرآن خاتم کتب آسمانی
ارسال نظر(0)

وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا ۚ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(سوره انعام-۱۱۵) یعنی: و سخن پروردگارت [ قرآن] در حال راستی و عدالت، تمام شده‌است، و هیچ تغییر دهنده‌ای (حتی خدا) برای کلمات او نیست، و او بسی شنوای بسیار دانا است.

 

محمد صادقی تهرانی در تفسیر ترجمان فرقان آورده‌است:

عبارت «و تمّت کلمة ربّک صدقاً و عدلاً»، آیات صدق و عدلِ آسمانی را که راهنمای راستی و عدالت است با نزول قرآن پایان یافته معرفی کرد. در نتیجه آنچه را که پس از قرآن به نام کتاب آسمانی خوانده شود کذب و ظلم خوانده‌است. عبارت «و هو السّمیع العلیم» اشاره به این است که پروردگار، یاوه‏گوئی‌ها و گزافگویی‌های مدعیان کتابِ آسمانی پس از قرآن را می‏شنود و به انحراف و عجز آنان آگاه است.

همچنین، محمد حسین طباطبایی می‌گوید:

مراد از تمامیت کلمه - و خدا بهتر می‏داند - این است که این کلمه یعنی ظهور دعوت اسلامی با نبوت محمد (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) و نزول قرآن که مافوق همه کتابهای آسمانی است پس از آنکه روزگاری دراز در مسیر تدریجی نبوتی پس از نبوت دیگر و شریعتی پس از شریعت دیگر سیر می‏کرد به مرتبه ثبوت رسیده در قرارگاه تحقق قرار گرفت.

قرآن در جایی دیگر می گوید: اتْلُ ما أُوحِی إِلَیکَ مِنْ کِتابِ رَبِّکَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.  یعنی: آنچه را که از کتاب پروردگارت، سویت وحی شده (برایشان) بخوان و پیروی کن. کلمات آن [: خدا و قرآن] را هیچ تبدیل کننده‌ای نیست. جز او [ خدا و کتابش] هرگز پایگاه و پناهگاهی (وحیانی) نتوانی یافت.

آیه فوق با لفظ «لن» که در زبان عربی برای نفی ابدی استعمال می‏شود ابدیت قرآن را اثبات می‌کند و آن را تا انقراض بشریت به طور انحصار، هادی و پناه ره گم کردگان معرفی نموده‌است. به علاوه در سوره فصّلت، سخن از حاکمیت و غلبه کلّی قرآن بر عموم کتب پیامبران است.

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ (۴۱) لا یأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ   یعنی: کسانی که به این یادواره [ قرآن] -چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند(به کیفر خود می‌رسند) و براستی این کتابی است عزیز چیره(علیه معارضان) از پیش رویش و از پشت (سرش) باطل سویش نیاید؛ فرو فرستاده‌ای پیاپی از حکیمی بسی ستوده‌است .

در سوره نحل، قرآن با تبیان کل شی‏ء بودن توصیف شده: نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَی‏ءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْری‏ لِلْمُسْلِمِین‏. یعنی: این کتابی را به تدریج بر تو فرو فرستادیم در حالی که برای هر چیزی روشنگر است، و (نیز) هدایت و رحمت و بشارت برای ایمان آورندگان است 

و با عبارت دیگر: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَی‏ء. یعنی: ما هیچ چیزی را در کتاب (تکوین و تشریع) فروگذار نکردیم 

و نیز: وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِین‏. یعنی: و هیچ تر و خشکی نیست، مگر اینکه در کتابی روشنگر ثبت است.

علی بن ابی طالب نیز با اشاره به خاتمیت قرآن  می‌فرماید: کِتَابُ اللَّهِ بَینَ أَظْهُرِکُمْ نَاطِقٌ لَا یعْیا لِسَانُهُ وَ بَیتٌ لَا تُهْدَمُ أَرْکَانُهُ وَ عِزٌّ لَا تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ. یعنی: کتاب خدا در برابر شما است، این کتاب گوینده‌ای است که هیچگاه از تکلم باز نمی‏ایستد (تا انقراض جهان رهبر آدمیان است) و خانه‌ای است که پایه‌هایش ویران ناشدنی است و عزت و عظمتی است (برای انسانیت) و غلبه و سیطره‌ای است بر عموم کتب که هیچگاه یارانش مغلوب و منکوب نمی‏گردند.

و نیز: وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیسَ عَلَی أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًی. یعنی: این بدانید که پس از تابش انوار هدایت قرآن هرگز هیچکس به کتاب و قانوان دیگری نیاز ندارد و به جز قرآن قانون دیگری نیست که نیازمندیهای دینی و روحانی را رفع کند.

 

 و نیز: بِکِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ... لَا یعْوَجُّ فَیقَامَ وَ لَا یزِیغُ فَیسْتَعْتَب.

 

 یعنی: بر شما باد که فقط به کتاب الله (قرآن) تمسّک جوئید که پیوندی است متین و ناگسستنی میان خدا و بندگان. نوری است که حقایق را آشکار می‌کند، کجی در آن نیست تا نیازی به تصحیح داشته باشد. انحرافی در آن راه ندارد تا مورد عتاب و سرزنش قرار گیرد.


به صفحه تلگرام سر بزنید

 https://telegram.me/Hadi4569


نویسنده : quranthebookoflife
تاریخ : دوشنبه 27 آذر 1391
زمان : 09:03
نام‌های قرآن
ارسال نظر(0)

اسامی قرآن، از جمله امتیازاتش این است که چه اسم‌های خود قرآن و چه اسم‌هایی که قرآن برای اشخاص یا برای بلاد معین کرده‌است، دارای معانی خاص و مناسب با مسمّایش می‌باشد. برخلاف اسمایی که صرفاً از نظر لفظی اسم است ولی از نظر معنوی اسم نیست. چون اسم به معنای علامت است. علامت یا یک بعدی است مثل زید، که فلان شخص است، اما معنای زیدیّت در او اصلاً مطرح نیست. گاهی اوقات، هم از نظر لفظی اسم است و هم از نظر معنوی، مثل الله، اِله، رحمن، رحیم، اسماء ذات، اسماء صفات، اسماء فعل که تماماً هم از نظر لفظی، اشاره و علامت است و هم از نظر معنوی. سایر اسماء قرآن ـ که حدود چهل اسم در قرآن آمده ـ همه چنین است. از جمله:کتاب، قرآن، فرقان، مبین، بیان، تبیان، برهان، عظیم، عزیز، کریم، صراط مستقیم، حکم، ذکر، موعظه، نور، روح، مبارک، نعمت، بصائر، رحمت، حق، فصل، هادی، شفا، هدی، تنزیل، مُهین، قیّوم، بشیر، نذیر، حدیث، نجوم، حبل، مثانی و.......


به صفحه تلگرام سر بزنید

https://telegram.me/Hadi4569 


نویسنده : quranthebookoflife
تاریخ : دوشنبه 27 آذر 1391
زمان : 08:52
طرح قرآن در خانه
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

توسعه فرهنگ متعالی قرآن کریم و طرح آموزش مفاهیم قرآن از آرزوهای بزرگ جامعه اسلامی اـست . و در این راسـتا دست یابی به روشهای سهل و آسان که درخود تقویت انگیزه های معنوی انس با قرآن و تعمیق باورهای فرهنگی و عقیدتی را از طریق تعامل مستقیم با اعضای خانه و خانواده در بر داشته باشد از مهمترین مسایل فرهنگی به شمار می رود .

 

طرح آموزش مفاهیم قرآن کریم تحت عنوان قــرآن در خـانه که بیش از پنج سال متوالی با استقبال بی نظیر قشر وسیعی از جامعه اسلامی همراه بوده است ، از جمله طرحهای آموزشی مفید و جذابی به شمار می رود که توانسته در محیط خانه وخانواده مدرسه قرآنی برپا نمایدتاکوچک و بزرگ بتوانند از اقیانوس بی کران مفاهیم قرآنی جرعه ای بنوشند.

 

 در همین راستا طرح قرآن در خانه که در نیروی مقاومت بسیج بین کارکنان و خانواده های محترم آنها و سازمانها ، نهادها و  وزارتخانه ها و ...  به اجرا در آمده است به عنوان طرحی نوین از جهت شیوه  ارایه به مخاطب و انگیزش مضاعف برای خانواده های محترم پیشنهاد  می گردد .

 

  پیشینه و سوابق طرح

 

  1-  طرح قرآن در خانه از سال 1382 در نیروی مقاومت بسیج برای پاسداران و خانواده های محترم آنها در سراسر کشور در 14 مرحله برگزار گردید .

 

 

 

2-  طرح مذکور پس از اجرا در سایر ارگانها ، نهادها و وزارتخانه ها برگزار گردیده است که هم اکنون نیز برخی از سازمانهای مذکور تا مرحله 4 و بعضــاً 8 و ....   در حـال اجـرا می باشد . ( 32 سازمان و وزارتخانه )

 

  3-  آمار شرکت کنندگان در طرح قرآن در خانه از ابتدای اجرای طرح تا کنون به بیش از 000/500/1 نفر می رسد .

 

 
4-  در حال حاضر بیش از 32 سازمان و نهاد ، وزارتخانه مجری طرح مذکور می باشند .

 

 اهـداف

 

  

 

1-   توسعه و ترویج فرهنگ و معارف قرآن کریم ( آشنایی با ترجمه ، مفاهیم و لغات قرآن کریم )

 

 2-    تعمیق و توانمند سازی اعتقادی و ایمانی در بین خانواده ها.

 

  3-    تحقق آرمانهای دینی و منویات حضرت امام خمینی (ره)

 

 4-    عمل به توصیه ها وتأکیدات مقام معظم رهبری ( مدظله العالی ) در زمینه لزوم تدبر در قرآن

 

  5-    ایجاد مدرسه قرآنی در محیط خانه .

 

 توضیـحات  طـرح :

 

   اجرای طرح بزرگ قـرآن در خـانه از 30 جزء قرآن کریم تشکیل می شود به صورت مستمر و جزء به جزء در قالب کتابچه ای جیبی و هر یک حاوی یک جزء قرآن کریم می باشد که پس از تهیه کتب آنها در اختیار مخاطبین محترم قرار خواهد گرفت ؛ مخاطب محترم پس از مطالعه و تکمیل پاسخنامه انتهای کتاب آن را به مبادی مربوط ارسال و مجریان طرح پس از جمع آوری و تفکیک پاسخنامه ها آنها را تصحیح و پس از اعلام نمره ونفرات برتر مشخصات مخاطب را در پرونده آموزشی درج و ضمن صدور کارنامه آموزشی برای تک تک افراد شرکت کننده لوح تقدیر صادر خواهد شد .

 

  فرآیند مذکور در کلیه مراحل طرح برای مخاطبین محترم صورت خواهد پذیرفت تا جزء پنجم قرآن کریم پس از اتمام جزء پنجم آزمون جامعی از کلیه کتب جزء یک تا پنجم بین نفرات ممتاز طرح برگزار خواهد شد و پس از اتمام آزمون مراحل بعدی طرح ادامه خواهد یافت .


 

به صفحه تلگرام سر بزنید

https://telegram.me/Hadi4569

 


نویسنده : quranthebookoflife
تاریخ : یکشنبه 26 آذر 1391
زمان : 01:55
بالاخره قرآن براي چيست
ارسال نظر(1) | ادامه مطلب...

آنچه مسلم است اين است که پرداختن به کتاب خدا در همه سطوح و از ابعاد مختلف از بهترين کارها و موثرترين فعاليتها در ترويج فرهنگ اسلامي است و تشکيل کلاسهاي مختلف حفظ و قرائت و تدريس علوم قرآني و حتي تبرک جستن به قرآن در برنامه ها و زمانهاي مختلف و يا استخاره نمودن با آن در موارد خاص همه و همه اموري معقول و مقبول و نشانه ارادت مسلمين به يکتا کتاب خداوند يگانه است

اما آنچه را که نبايد از نظر دور داشت اين است که هدف نهايي نزول قران ما فوق همه اينهاست و تمام اين امور مقدمات رسيدن به آن مقصد اعلاست و نبايد به اين امور بسنده کرد و از هدف اصلي غافل ماند و آن مقصد عالي چيزي جز عمل کردن به دستورات الهي و اقامه آن دستورات در جامعه اسلامي نيست.

* ما اگر صد بار آيات امر به معروف و نهي از منکر را به قرائتهاي مختلف و با سبکهاي زيبا بخوانيم و آن را با آب طلا بر صفحات چندين متري بنگاريم اما يک بار هم ديگران را امر به معروف و نهي از منکر نکنيم قرآن را مهجور ساخته ايم چرا که قرآن کتاب زندگي است نه کتاب تمرين صدا يا رسم المشق خطاطي!

( ولتکن منکم امه يدعون الي الخير يامرون بالمعروف و ينهون عن المنکر...-آل عمران)

* ما اگر قرآن را زيباتر از عبدالباسط بخوانيم و تفسيري طولاني تر از تفسير کبير فخر رازي بر آن بنگاريم اما در مقابل ظالمان و ستمگران سکوت پيشه کنيم و در پي اقامه قسط و عدل در جامعهنباشيم بر قرآن جفا کرده و ظلم روا داشته ايم چرا که يکي از اهداف اصلي قرآن اقامه قسط و عدل در جامعه است( ليقوم الناس بالقسط...-سوره حديد)

* ما اگر هزار بار قرآن به سر بگيريم و بر در خانه مان « و ان يکاد ...» بنويسيم اما به حجاب و عفت خانواده مان توجه نکنيم روز قيامت در مقابل قرآن شرمنده و سرافکنده خواهيم بود چرا که موظف به حفظ فرزندان و دوستان و بستگان خود از معصيت و گناه بوديم ولي کوتاهي نموديم(قوا انفسکم و اهليکم نارا و انذر عشيرتک الاقربين).

* اگر کسي فقط يکبار به قصد فهميدن و عمل کردن، آيات مربوط به طرز برخورد دختران شعيب با موسي عليه السلام را بخواند و يا توصيه هاي خداوند به زنان را بنگرد کافي است تا بفهمد که دم از روابط دوستانه دختر و پسر زدن يا طرح دوچرخه بازي دختران رنگارنگ در کوچه و خيابان و در مرعي و منظر نامحرمان چقدر از تفکر سراسر حيا و عفت قرآن به دور و با فرهنگ قرآن بيگانه است.

* اگر کسي فقط يکبار آيه « فلينظر الانسان الي طعامه» را بخواند و درست در آن انديشه کند مي فهمد که اگر انسان عاقل و هوشمند موظف است به غذايي که مي خورد نظر کند و هر غذايي را و طعام هر کسي را نخورد و در هر لقمه اي که فرو مي برد رعايت اصول بهداشتي و آداب اخلاقي و احکام شرعي را نمايد به طريق اولي موظف است به غذاي جان و طعام روح خود نيز نظر کند و هر کتابي را نخواند و از نشريات و نوشتارهاي منحرف پرهيز نمايد و همانگونه که بهداشت جسم برايش مهم است بهداشت فکر و روان را نيز مهم بشمرد.

* مگر مي شود کسي آيات جنگ و جهاد و حدود و قصاص و ... را خوانده باشد و قائا به جدايي دين و دينداري از حکومت و حکومتداري شود؟ آيا اصلا جنگ و جهاد و لشگرکشي و يا اقامه حدود و قصاص در جامعه بدون وجود حکومت امکان دارد؟

* مگر مي شود فردي آيات مربوط به حکومت سليمان نبي را خوانده باشد يا نظري بر آن همه درگيريهاي موسي و فرعون بر سر بني اسرائيل افکنده باشد و يا سرگذشت تشکيل حکومت پيامبر اکرم(ص) را در تاريخ ديده باشد و بگويد حکومت در شان اولياء خدا نيست! و سياست با مقام قدس و تقواي علماي ديني منافات دارد!؟ و بايد حکومت را به دست افراد لامذهب و بي دين سپرد و عالمان با تقوا در گوشه مساجد صرفا به موعظه هاي بي پشتوانه بپردازند!؟ آيا پيامبران نيز يک عده مقدسان موعظه گر و گوشه نشين و زاهدان منزوي بوده اند که ما هم اينگونه باشيم!؟

* مگر مي شود کسي اين تهاجمهاي سياست بازان رياست طلب را به دين و احکام الهي ببيند و بعد شعار جدايي دين از سياست را باور کند؟!و آيا اين جز يک آتش بس يکطرفه چيز ديگري است!؟ به فرض که دين و دينداران به سياست و حکومت کاري نداشته باشد آيا سياست بازان نيز با دين و احکام الهي کاري نخواهند داشت؟ و دين خدا را بازيچه اهداف و مطامع سياسي خود نمي کنند!؟

* آري دوستان ما بايد ضمن آنکه به کارهاي تبرک جويانه يا علمي و فني پيرامون قرآن مي پردازيم و ضمن آنکه کلاسهاي قرائت و حفظ و معاني و تفسير قرآن را ترويج مي کنيم از اين مسئله غفلت نورزيم که قرآن براي عمل کردن است و يگانه معيار شناخت راهها و نظرات حق و باطل در جامعه کتاب و کلام خداست. پس هر کس سخني گفت و انديشه و طرحي ارائه نمود آن را به قرآن عرضه کنيم و اگر با آيات و دستورات الهي مخالف است از آن دوري جسته و او را نهي از منکر نمائيم تا ان شاء الله روزي شاهد جوانان قرآني و جامعه نوراني به تمام معنا در کشور اسلامي مان باشيم.

 


 

 

به صفحه تلگرام سر بزنید

https://telegram.me/Hadi4569


نویسنده : quranthebookoflife
تاریخ : شنبه 25 آذر 1391
زمان : 10:52
قرآن، کتاب زندگی است
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

دین اسلام، متضمّن سعادت انسان‌ها در همه شئون زندگی و تعیین کننده خط مشی و شیوه درست زندگی انفرادی و اجتماعی انسان‌هاست و آدمی را به سوی کمالات نفسانی و اجتماعی رهبری می‌نماید و به عالی‌ترین درجات انسانیت، ارتقا می‌بخشد. بدیهی است که این دین، برای رساندن به مقصود، باید برنامه‌ریزی منسجمی برای آنها داشته باشد. به همین منظور، خداوند، به عنوان وضع‌کننده این دین، قرآن کریم را که سرشار از راه‌کارها و ارزش‌ها برای سعادت انسان‌ها و زندگی بهتر آنهاست، به سوی بشر فرو فرستاده است.


قرآن، برنامه‌ای عملی و راه‌کاری اجرایی است که همه اصول و مقرّرات زندگی فردی و همچنین نوع تعامل انسان با آفریدگار و جهان آفرینش و همه پدیده‌هایی که دور و بر او وجود دارند و نوع ارتباطات او با خانواده، همسایه، جامعه، امّت اسلامی و حتّی انسان‌های غیر همکیش و ایین او را در بر می‌گیرد.

قرآن، کتاب زندگی است. اساسی‌ترین هدف قرآن، تأسیس امّت یا همان جامعه ممتازی است که رسالت اسلام را عملی سازد و در آن، انسان‌ها، زندگی‌شان را بر پایه: عقیده (توحید، نبوّت و معاد)، شریعت (احکام عملی) و ارزش‌های والای اسلام (اخلاق اسلامی) پایه‌ریزی نمایند و نسل‌هایشان را بر اساس هدایت قرآن، تربیت کنند.

بنا بر این، قرآن، خواهان رحمت و خیر برای همه بشر است و از انسان‌ها می‌خواهد که بر اساس عقیده و اندیشه درست، زندگی کنند، نه بر اساس روابط مادّی و زمینی.


قرآن و انتقال ارزش‌های فردی
قرآن کریم، مجموعه‌ای از ارزش‌های ثابت را مبنای آموزه‌های خود قرار داده است و انسان‌ها را دعوت ـ‌ و گاه موظّف‌ـ نموده است که به این ارزش‌های والای انسانی پایبند باشند تا هم خودشان به آرامش برسند و هم موجب آرامش و رفاه اطرافیان و جامعه خود شوند. برخی از این ارزش‌ها عبارت‌اند از:


1 . بازگشت به نهاد پاک انسانی: قرآن، دعوت بر پایه فطرت را اساس کار خود می‌داند و تعالیم خود را با فطرت پاک انسانی دمساز می‌داند و معتقد است که انسان‌ها همگی، دارای سرشتی پاک هستند و توانایی پذیرش و تشخیص حقیقت را دارند. بنا بر این، از انسان‌ها می‌خواهد که به فطرت پاک و سلیم خود بازگردند و با تکیه بر آن، راه و ایینی را برگزینند که به سرشتشان نزدیک‌تر باشد و با آن، همخوانی داشته باشد و در نهایت، مایه سعادت و سربلندی آنها در دنیا و آخرت شود: «با تمام وجود، خود را آماده پذیرش دین و ایینی کن که کاملاً پاک و منزّه از آلودگی‌ها و پیرایه‌هاست و برخاسته از فطرت پاک انسان‌هاست که خداوند، آنها را بر چنان فطرتی آفریده و البته هرگز در آنچه خدا آفریده، تغییر و تبدیلی راه ندارد».1


2 . تکیه بر حاکمیت عقل در پذیرش حق: قرآن، پیوسته مردم را به پیروی از خرد، رهنمون می‌سازد و به اندیشیدن، ترغیب می‌کند. جمله‌هایی چون: «چرا نمی‌اندیشند؟» و «باشد که بیندیشند» و... که مکرّر در قرآن آمده است، نشان از توجّه خداوند به عقلانیت و تفکّر انسان دارد: «چرا در پهنای زمین به حرکت در نمی‌ایند تا دارای عقل و اندیشه گردند؟».2

قرآن کریم، در تشخیص حق از باطل و شناخت راه درست از راه‌های انحرافی در زندگی انسان‌ها، عقل آنها را مبنای کارشان قرار می‌دهد و از آنها می‌خواهد تا با پیروی از عقل و کسب علم و دانش، راه درست را برای زندگی بهتر برگزینند. به همین دلیل است که خداوند در قرآن، در ایات فراوانی مثال می‌زند که بسیاری از پندهای قرآن را تنها دانایان درک می‌کنند: « مثل‌های پندآموزی که برای مردم می‌آوریم، جز دانایان، درک نمی‌کنند. دانشمندان‌اند که به حقیقت و هدف آنها پی می‌برند و صرفاً به ظاهر هر مثال، بسنده نمی‌کنند».3


3 . اعتدال و دوراندیشی در زندگی: قرآن کریم، از انسان‌ها می‌خواهد که هم‌زمان، به هر دو حیات دنیوی و اخروی، توجّه داشته باشند. در ارتباط با زندگی دنیا، از انسان‌ها می‌خواهد آن را همچون مزرعه‌ای برای آخرت خود بپندارند و بدون آن که آن را هدف نهایی خود بدانند، از نعمت‌های بی‌شمار آن بهره گیرند و با دوراندیشی و اینده‌نگری، برای دنیای خود، آن گونه کوشش نمایند که انگار برای همیشه در آن باقی می‌مانند. برای آخرتشان نیز به صورتی فعّالیت کنند که گویی همین فردا عمرشان به پایان می‌رسد و به این صورت، به هر دو سعادت دنیا و آخرت، دست خواهند یافت: «در آنچه خداوند به تو داده است، سرای آخرت را بجوی و [البته] سهم خویش را از دنیا فراموش نکن و همان گونه که خداوند به تو احسان نموده است، احسان کن و در این جهان، به دنبال فسادانگیزی مباش. به راستی که خداوند، مفسدان را دوست ندارد».4

انسان مسلمان، با رعایت اعتدال در زندگی دنیوی و دوراندیشی برای زندگی اخروی خود، مقدّمات آسایش و راحتی خود و دیگر افراد جامعه را فراهم می‌کند؛ زیرا معتقد است که همه آنچه در راه خدا ایثار کند، در حیات اخروی، به وی بازگشت می‌نماید. با این رویکرد، زندگی، رنگ و معنای دیگری می‌یابد و مشکلات و سختی‌های دنیا، به راحتی، انسان معتقد را از پای در نمی‌آورد.


4. مسئولیت‌پذیری و صداقت در گفتار و رفتار: راستگویی و وفای به عهد، از بزرگ‌ترین ارزش‌های اخلاقی‌ای هستند که در هر دین و ایین و مذهب و مسلکی، از آنها به نیکی یاد شده و بر اجرای آنها تأکید فراوان شده است. جامعه‌ای را تصوّر کنید که اعضای آن، جز به راستی و درستی گفتار و عمل، با یکدیگر رفتار نمی‌کنند، عهد شکنی نمی‌کنند و وظایفی را که بر عهده‌شان گذاشته شده، به بهترین شکل و بدون هیچ گونه کم‌کاری و تأخیری انجام می‌دهند. قرآن برای این که جامعه مسلمانان را به این سمت بکشاند، همواره و در ایات بسیاری، مسلمانان را به راستگویی و درستکاری و مسئولیت‌پذیری دعوت می‌کند و فرمان می‌دهد: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا پروا کنید و سخنی درست و استوار بگویید تا خداوند، عمل‌های شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد»5 و «... راستگویان را، راستی گفتارشان سود می‌بخشد...».6


5 . رعایت ادب: «در راه رفتن و رفتار خود، میانه‌رو باش و از بلندی صدای خود بکاه، که بدترینِ صداها، صدای چارپایان است».7

ادب، قالب زیبا و پسندیده‌ای است که هر عمل انسانی، ممکن است به شکل آن دراید و چه بَسا ممکن است که انسان، با به کار بستن آن در زندگی، از خطاهای فراوانی در امان بماند. ارزش مؤدّب بودن، تا اندازه‌ای است که امام علی(ع) آن را بهترین زیور برای انسان می‌داند و معتقد است که: «باارزش‌ترین میراثی که پدران برای فرزندان خود می‌توانند به یادگار بگذارند، ادب است».


6 . شکیبایی و پایداری: صبر و استقامت در راه خدا و در مشکلات و سختی‌های زندگی و در مقابله با دشمنان و نیز در برابر جاذبه گناهان، آن قدر مهم است که خداوند، ده‌ها ایه از قرآن را به بیان آن و تأکید بر آن اختصاص داده است، در حالی که بر هیچ یک از فضایل انسانی، به این اندازه تأکید نشده است. در حقیقت، صبر، عصاره همه فضایل است و خداوند، صابران را محبوب و دوست خود معرّفی می‌کند9 و تأکید می‌کند که او همواره با صابران است و آنها را یاری می‌کند10 و آنها را به مقامی بلند می‌رساند.

خداوند، پیروزی را در سایه استقامت و صبوری می‌داند و صبر و پیروزی را دو برادر و یار و همراه قرار داده است12 و می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شکیبا باشید و دیگران را به شکیبایی فراخوانید و در برابر دشمن، پایداری کنید و از خدا پروا کنید، تا رستگار شوید».


7 . مردم‌داری و فروتنی: در قرآن، در ایات بسیاری بر فروتنی و پرهیز از هر گونه تکبّر در: سخن گفتن،14 راه رفتن،15 نگاه کردن16 و... سفارش و تأکید فراوان شده است تا جایی که قرآن، به پیامبر(ص) سفارش می‌کند که: «پیروان مؤمنت را زیر بال و پَر بگیر»17 و از رسول خدا روایت شده است: «هر که برای خدا [در مقابل مردم] فروتنی کند، خداوند، او را بالا می‌برد و به او می‌گوید: سرفراز باش! خدا او را سرافراز می‌کند. پس در چشم مردم، بزرگ است و در نظر خودش، کوچک...».


8. پرهیز از غیبت، تهمت، عیبجویی، مسخره کردن و...: قرآن، همان گونه که مسلمانان را به فضایل اخلاقی دعوت می‌کند، از رذایل اخلاقی نیز پرهیز می‌دهد و در ایات بسیاری، آنها را از ارتکاب چنین اعمالی بر حذر می‌دارد: «و غیبت یکدیگر را نکنید. ایا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟...»19 و «و کسانی که مردان و زنان مؤمن را بی آن که جرمی مرتکب شده باشند، می‌آزارند، حقّا که متحمّل بهتان و گناهی آشکار شده‌اند»20 و «وای بر هر عیبجو و بدگوی دیگران!».


9. دوستی با خوبان، بر پایه ارزش‌های خوب: دوستی و محبّت، باید بر محور اعتقاد و ارزش‌های اسلامی شکل گیرد. به تعبیر قرآن، مسلمانان باید در دوستیابی‌های خود، اصل «تولّا» یعنی «دوستی با خدا و دوستان او» را همواره مدّ نظر داشته باشند: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دشمنِ من و دشمنِ خودتان را دوستانِ خود مگیرید...؛ [چرا که] چنین افرادی، شایسته دوستی و محبّت نیستند».

قرآن، به نقش تأثیرگذار دوستی‌ها در زندگی دنیوی و اخروی انسان، توجّه می‌دهد و به حال کسانی که افراد گناهکار و مفسد را به دوستی گرفته‌اند (در قیامت)، اشاره می‌کند، آن جا که می‌گویند: «ای وای بر من! کاش فلانی را دوست نمی‌گرفتم»23 و یا «ای کاش فاصله میان من و تو، فاصله بین مشرق و مغرب بود!».

خداوند، همچنین به پایداری و دوام دوستی‌هایی که بر اساس اعتقاد به خداوند و ارزش‌های اسلامی شکل گرفته‌اند، اشاره می‌کند و می‌فرماید: «در آن روز، حتّی دوستان، دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران».


10 . احترام به پدر و مادر: یکی از موضوعاتی که در قرآن، بسیار به آن سفارش شده است، احترام گذاشتن فرزندان به پدر و مادر و دستگیری نمودن از آنها در ایام ناتوانی و پیری است: «و پروردگارت مقرّر کرد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر [خود]، نیکی کنید. هر گاه تا تو زنده‌ای، هر دو یا یکی از آنان به کهن‌سالی رسند، به آنان اُفّ مگو و آنان را به درشتی خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگوی».26 خداوند، بویژه به نقش اساسی مادران در رشد و پرورش انسان اشاره می‌کند و می‌فرماید: «و ما انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش او را [در شکم خود در ایام بارداری] در حال ضعف، بر روی ضعف، حمل کرد و پس از دو سال، از شیرش بازگرفت و سفارش کردیم که مرا و پدر و مادرت را سپاس‌ بگزار، که بازگشت [همه] به سوی من است».


11. دوری از تعصّب و لجاجت: «به یاد آورید هنگامی که کافران، در دل‌های خود، تعصّب و لجاجت و خشم و نخوت جاهلیت داشتند و [در مقابل،] خداوند، آرامش را بر رسول خود و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقیقت تقوا مُلزَم کرد...».

قرآن، علّت اصلی انحراف مشرکان را تقلید کورکورانه و تعصّب (وابستگی شدید فکری و عملی) و لجاجت معرّفی کرده است؛ زیرا این صفات موجب می‌شوند که درهای معرفت و آگاهی، به روی انسان، بسته شود و او حق و حقیقت را انکار کند. امام علی(ع)، لجاجت را عامل تباهی اندیشه و فکر29 و بدنام شدن انسان30 و بذر همه بدی‌ها31 و بلاها و گرفتاری‌ها دانسته‌اند.32 ایشان می‌فرماید: «مبادا بر مرکب لجاجتْ سوار شوی که سرکش و بی‌محابا، تو را به سوی هلاکت و نابودی می‌برد!»

12کسب رضایت خداوند، والاترین ارزش زندگی: شهروندی در جامعه اسلامی، ریشه و رویکردی خدایی دارد، به طوری که هر شهروند، زندگی و عبادتش برای خداوند است و در راستای تحقّق راه و رسم دین خداوند در سرزمین خداوند، کوشش می‌کند و مبدأ الهی و مقصد الهی دارد. از این رو، والاترین ارزش در زندگی مسلمانان، اعتقاد به وجود خدای یکتایی است که زندگی و مرگ و پیروزی و شکست و... در دست اوست و بدون این اعتقاد، زندگی آنها پوچ و فاقد هر گونه ارزش و معنایی است: «به راستی، نماز و حج و زندگی و مرگم، از آنِ خداوند پروردگار جهانیان است که شریک و همراهی ندارد».

داستایوفسکی، معتقد است: «اگر خدا نباشد، هر کاری مجاز است». با اعتقاد به خداوند است که زندگی، رنگ الهی به خود می‌گیرد و همه ارزش‌ها، در راستای خشنودی معشوق حقیقی، معنا می‌یابد و اگر چنین شد، انسان، دیگر به هیچ چیز و هیچ کس نیازمند نیست؛ چون که تنها خدا برای او کفایت می‌کند: «... و کسی که بر خدا توکّل کند، او برایش کافی است...».35


پی‌نوشت‌ها:
1 . سوره روم، ایه30.

2 . سوره حج، ایه 46.

3. سوره عنکبوت، ایه43.

4. سوره قصص، ایه77.

5. سوره احزاب، ایه70ـ71.

6. سوره مائده، ایه119.

7. سوره لقمان، ایه19.

8. میزان الحکمة، ج1، باب ادب.

9. ر.ک: سوره آل عمران، ایه146.

10. ر.ک: سوره بقره، ایه153.

11. ر.ک: سوره اعراف، ایه137.

12. ر.ک: سوره انفال، ایه65؛ سوره بقره، ایه249؛ سوره آل عمران، ایه120 و 125.

13. سوره آل عمران، ایه200.

14. ر.ک: سوره لقمان، ایه19.

15. ر.ک: سوره اسراء، ایه37.

16. ر.ک: سوره لقمان، ایه18.

17. سوره شعراء، ایه215.

18. میزان الحکمة، ج11، ص5096.

19. سوره حجرات، ایه 12.

20. سوره احزاب، ایه58.

21. سوره هُمزة، ایه1.

22. سوره ممتحنه، ایه1.

23. سوره فرقان، ایه28.

24. سوره زخرف، ایه37ـ38.

25. سوره زخرف، ایه67.

26. سوره اسراء، ایه23.

27. سوره لقمان، ایه14.

28. سوره فتح، ایه26.

29. ر.ک: غُرر الحکم، ج1، ص269.

30. ر.ک: همان، ص101.

31. ر.ک: همان، ص98.

32. ر.ک: همان، ج4، ص85.

33. نهج البلاغة، نامه 31.

34. سوره انعام، ایه162ـ163.

35. سوره طلاق، ایه3.


منابع:
1 . ارزش‌ها و ضدّارزش‌ها در قرآن، ابوطالب تجلیل، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1377.

2. قرآن ـ منشور زندگی، یوسف قرضاوی، مترجم: عبد العزیز سلیمی، تهران: احسان، 1382.


چند منبع مفید دیگر:
1 . کیش پارسایان، مجتبی تهرانی، به کوشش: علی‌اکبر رشاد، قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1377.

2. مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن، توشیهیکو ایزوتسو، مترجم: فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌روز، 1378.

3. ارزش‌های اسلامی (ترجمه کتاب: الفضیلة الإسلامیة)، سید محمّد شیرازی، مترجم: حمیدرضا آژیر، قم: یاس زهرا، 1386.
 


 

 

به صفحه تلگرام سر بزنید

https://telegram.me/Hadi4569

 

 


نویسنده : quranthebookoflife
تاریخ : شنبه 25 آذر 1391
زمان : 10:37

صفحه قبل12صفحه بعد


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران