<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://quranthebookoflife.loxblog.com</title>
<link>https://quranthebookoflife.loxblog.com</link>
<description> نخستین جشنواره ملی وبلاگ نویسی</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>چرا قرآن خواندمان بی اثر است !</title>
<link>https://quranthebookoflife.loxblog.com/چرا-قرآن-خواندمان-بی-اثر-است</link>
<guid>https://quranthebookoflife.loxblog.com/چرا-قرآن-خواندمان-بی-اثر-است</guid>

<description><![CDATA[
قرآن چیزی جز کتاب هدایت در زندگی نیست: "هدی للمتقین". قرآن کتابی است برای انتخاب بهترین زندگی که سعادت جاودانه در پرتو آن تحقق می&zwnj;یابد.زندگی حقیقی و حیات طیبه در پرتو علم به دستورها و رهنمودهای قرآن شکل می&zwnj;گیرد: "ای کسانی که ایمان آورده&zwnj;اید! اجابت کنید خدا و رسولش را هنگامی که شما را به چیزی می&zwnj;خواند که مایه حیات شما است"( انفال (8) آیه 24) نیز فرمود: "هر کس کار شایسته انجام دهد، مرد باشد یا زن، در حالی که مۆمن باشد، پس او را حیات و زندگی پاکیزه بخشیم".( نحل آیه 97)
به صفحه تلگرام سر بزنید
https://telegram.me/Hadi4569 
&nbsp;
// 
چون قرآن روش درست زیستن را به انسان می&zwnj;آموزد و برنامه&zwnj;ای را که در بر گیرنده تمام ابعاد زندگی انسان و تضمین کننده سعادت فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی اوست، ارائه می&zwnj;دهد، به میزانی که انسان آموزه&zwnj;ها و دستورهای قرآن را در زندگی به کار بندد، موفقیت کسب خواهد کرد اما هر اندازه از قرآن فاصله بگیرد، دچار خسارت و ضرر خواهد شد.  زندگی قرآنی بر اساس رعایت مقررات و عدالت و احسان و صفا و صمیمیت است و مردمی که این گونه زندگی کنند، دارای اطمینان خاطر و آسایش خواهند بود و سعادت ابدی و جاودانه را در آغوش خواهند گرفت؛ البته آگاهی کامل نسبت به این موضوع نیازمند بحث و بررسی گسترده و تأمل در آیاتی از قرآن است که چگونگی رفتار مسلمان را تبیین می&zwnj;کند.  جهت اطلاع بیشتر با استفاده از فهرست موضوعی تفسیر نمونه موضوع "رفتار یک مسلمان و چگونگی جامعه اسلامی" را ملاحظه فرمایید.( فهرست موضوعی تفسیر نمونه، ص 315)   راهکارهای برای اثر گذاری قرآن  حضرت امام صادق علیه السّلام مى&rlm;فرماید که: هر که تلاوت قرآن کند و تلاوت او مقارن خضوع و خشوع نباشد و از تلاوت قرآن او را رقّتى حاصل نشود و ترس الهى در دل او بهم نرسد، پس به تحقیق که سهل گرفته است این قارى، مرتبه و منزلت&rlm; قرآن&rlm; را، حقیر شمرده است مرتبه صاحب قرآن را، چنین قارى هر آینه زیانکار و نقصان روزگار است، زیانى بیّن و واضح.  فایده فراغ خاطر در وقت تلاوت قرآن، آن است که هر گاه فارغ باشد دل قارى از اسباب تشویش خاطر، خاطر او متوجّه تلاوت مى&rlm;شود، و از عروض چیزهائى که مانع ادراک برکت نور قرآن و محرومى از آن است، ایمن مى&rlm;شود. مى&rlm;داند که چه مى&rlm;خواند و چه مى&rlm;گوید، و با که متکلّم است. و اگر تلاوتش به محض تحریک لسان باشد و با یاد دنیا و شغل به دنیا، قرآن خواند، هر آینه از منافع تلاوت، ممنوع و از ادراک نور قرآن، محروم خواهد بود  حضرت در جایی دیگرمى&rlm;فرماید که: قارى قرآن در رسیدن به ثواب تلاوت قرآن و رسیدن به فواید آن، محتاج به سه چیز است: یکى: دل خاشع  دوم: بدن فارغ از شغلها  سوم: جاى خالى(فراغ خاطر)  و هر کدام از این سه خصلت، منشأ فایده&rlm;اى است عظیم، امّا خشوع، سبب گریختن شیطان است.  قال اللَّه تعالى: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ&rlm; (نحل- 98)  چنان که حضرت بارى تعالى در مقام تعلیم آداب قرائت، خواه در نماز و خواه در غیر، فرموده است: هر گاه که تلاوت قرآن مى&rlm;کنى، استعاذه کن و پناه بر به خداى تعالى، از شیطان رجیم محروم از رحمت الهى.( مصباح الشریعة / ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان، ص: 113)
تلاوت
 فایده فراغ خاطر در وقت تلاوت قرآن، آن است که هر گاه فارغ باشد دل قارى از اسباب تشویش خاطر، خاطر او متوجّه تلاوت مى&rlm;شود، و از عروض چیزهائى که مانع ادراک برکت نور قرآن و محرومى از آن است، ایمن مى&rlm;شود. مى&rlm;داند که چه مى&rlm;خواند و چه مى&rlm;گوید، و با که متکلّم است و اگر تلاوتش به محض تحریک لسان باشد و با یاد دنیا و شغل به دنیا، قرآن خواند، هر آینه از منافع تلاوت، ممنوع و از ادراک نور قرآن، محروم خواهد بود.  و اذا اتّخذ مجلسا خالیا، و اعتزل الخلق بعد ان اتى بالخصلتین الاوّلتین، استانس روحه و سرّه باللَّه عزّ و جلّ، و وجد حلاوة مخاطبات اللَّه عزّ و جلّ عباده الصّالحین، و علم لطفه بهم، و مقام اختصاصه لهم، بفنون کراماته و بدائع اشاراته.و هر گاه به دست آورد قارى از براى تلاوت قرآن جاى خالى، و بتواند از خلق&rlm; عالم کناره گرفت و به دو خصلت سابق که &laquo;خشوع دل&raquo; و &laquo;فراغ بدن&raquo; باشد، هم موصوف شد، انس مى&rlm;گیرد نفس او به خداوند عالم، و از غیر او متوحّش مى&rlm;شود، و ادراک لذّت تلاوت خواهد کرد. و به حلاوت و مزه مخاطبات الهى که در قرآن مجید، به بندگان خود کرده، خواهد رسید. و مراتب شفقت و مرحمت الهى به بندگان، به او ظاهر خواهد شد. و فنون کرامت ها و انحاء عزّت هاى خود را، به ایشان معلوم خواهد کرد. و به اشارات بدیعه و رموزات عجیبه قرآن، خواهد رسید.  هر که تلاوت قرآن کند و تلاوت او مقارن خضوع و خشوع نباشد و از تلاوت قرآن او را رقّتى حاصل نشود و ترس الهى در دل او بهم نرسد، پس به تحقیق که سهل گرفته است این قارى، مرتبه و منزلت&rlm; قرآن&rlm; را، حقیر شمرده است مرتبه صاحب قرآن را، چنین قارى هر آینه زیانکار و نقصان روزگار است، زیانى بیّن و واضح  فاذا شرب کاسا من هذا المشرب حینئذ، لا یختار على ذلک الحال حالا، و لا على ذلک الوقت وقتا، بل یۆثره على کلّ طاعة و عبادة، لانّ فیه المناجاة مع الرّبّ بلا واسطة  *پس، هر گاه قارى، یک جام از این شراب چشید. و سرش از باده محبّت الهى گرم شد، هیچ حال را بر این حال، اختیار نخواهد کرد. و هیچ کار را بر این کار، ترجیح نخواهد داد. بلکه حال تلاوت را بر هر حالى و این وقت را بر هر وقتى، اختیار خواهد کرد. بلکه او را بر اکثر عبادات ترجیح خواهد داد، چرا که تلاوت و قرائت قرآن، مناجات با پروردگار است بى&rlm;واسطه، و توجّه به جناب او است بى&rlm;حاجب و مانع.فانظر کیف تقرا کتاب ربّک و منشور ولایتک؟ و کیف تجیب اوامره و نواهیه؟ و کیف تمتثل حدوده؟ فانّه کتاب عزیز، لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه، تنزیل من حکیم حمید.  *پس، نظر کن اى قارى قرآن، که چون خواهى خواند کتاب پروردگار خود را و منشور ولایت او را؟ که به تو کرامت فرموده است، و به چه طریق بجا مى&rlm;آرى حدود او را از فرایض و سنن؟ چرا که قرآن عزیز، کتابى است بس به عزّت و رفعت. و راه نداد به او خلاف حقّ و باطل، نه نظر به اخبار و قصص گذشتگان، و نه نظر به احوال آیندگان، چرا که این قرآن فرود آمده است از جانب حکیم حمید.( مصباح الشریعة / ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلان، ص: 116)  یعنى: از جانب کسى که، افعالش در نهایت احکام و اتقان است. و نظر به نظام کلّ، به هیچ نحو خلل ندارد. و هر که چنین است، البتّه محمود است و جمیع افراد حمد، از براى او ثابت است و منحصر به او است. و وجه تأخیر وصف ثانى از اوّل ظاهر شد.   منابع: کتاب مصباح الشریعه سایت اسک قرآن]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:55:03 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قرآن را کتاب مقدس میدانیم، نه کتاب زندگی</title>
<link>https://quranthebookoflife.loxblog.com/قرآن-را-کتاب-مقدس-میدانیم-نه-کتاب-زندگی</link>
<guid>https://quranthebookoflife.loxblog.com/قرآن-را-کتاب-مقدس-میدانیم-نه-کتاب-زندگی</guid>

<description><![CDATA[
درس&zwnj;هایی از قرآن برنامه&zwnj;ای ماندگار در رسانه ملی که در طول سی&zwnj;سال، با ادبیاتی روان و همه&zwnj;فهم، سبکی متفاوت و لحنی شیرین، مفاهیم این کتاب آسمانی را به مخاطبان خود عرضه می&zwnj;کند. به بهانه یک عمر فعالیت قرآنی صاحبِ تفسیر &laquo;نور&raquo;، پای صحبت&zwnj;های او نشستیم تا ایشان برای مخاطبان سایت رهبر انقلاب، موضوع توجه به قرآن را در حوزه&zwnj;های علمیه آسیب&zwnj;شناسی کند.
&nbsp;
به صفحه تلگرام سر بزنید
&nbsp;
https://telegram.me/Hadi4569
&nbsp;
// 
یکی از محورهای مورد اشاره رهبر انقلاب در جمع حوزویان، توجه به تفسیر قرآن است. با این&zwnj;که قرآن از منابع اصلی فقه ما محسوب می&zwnj;شود، اما به نظر شما دلایل غفلت و کم&zwnj;توجه به تفسیر قرآن در حوزه&zwnj;ها چیست؟  عوامل مختلفی می&zwnj;تواند در این مسئله دخیل باشد. اولاً ما به آیات احکام و آیات فقه بیشتر توجه کرده&zwnj;ایم و قهراً خود قرآن از دست&zwnj; ما رفته است. مثل کسی که قبل از غذا مشغول خوردن چیزهای دیگری می&zwnj;شود و موقعی که سفره را پهن می&zwnj;کنند، به غذای اصلی میلی ندارد.  ثانیاً تشویقی روی قرآن صورت نمی&zwnj;گیرد. یعنی در حال حاضر شهریه&zwnj;های حوزه بر اساس درس&zwnj;های مقدمات، رساله، کفایه و خارج است. حوزه برای تدبر در قرآن تشویق ندارد. ما تشویق&zwnj;ها&zwnj;مان بر اساس درس&zwnj;های حوزه است و نه تفسیر.  
&nbsp;

آیت&zwnj;الله بروجردی بالای منبر بود. بالاخره پای درس ایشان هم چند صد نفر بودند. درس که تمام شد و رفتند، یک پیرمرد رفت بالای منبر و چند نفر هم دورش جمع شدند. پرسیدم او کیست؟ گفتند این آیت&zwnj;الله زاهدی است. گفتم چه می&zwnj;گوید؟ گفتند تفسیر می&zwnj;گوید. این خاطره تلخ از آن روز در ذهن من ماند که عجب! صدها عالِم پای درس فقه نشسته&zwnj;اند، ولی وقتی مفسری به منبر می&zwnj;رود، پنج یا شش نفر می&zwnj;نشینند.
نکته دیگر این است که در عملِ خیلی&zwnj;ها دین از سیاست جداست. بیشتر ما قرآن را کتاب مقدس می&zwnj;دانیم و نه کتاب زندگی. یعنی فکر می&zwnj;کنیم قرآن چون کتاب مقدسی است، سر سفره عقد، برای فاتحه یا برای استخاره و... باشد، اما باور نداریم که قرآن کتاب زندگی است. کتاب حقوق است. حدود دو هزار نکته حقوقی در قرآن وجود دارد. کتاب مدیریت است. صدها آیه راجع به مدیریت داریم. بسیاری از اساتید رشته مدیریت این را نمی&zwnj;دانند. کتاب نور و ارتباطات و کتاب هدایت و بصیرت است.

البته دست&zwnj;هایی هم در کار هست که یا خواب هستند یا خائن. ان&zwnj;شاءالله که خواب هستند. مثلاً زبان عربی که در دبیرستان&zwnj;ها تدریس می&zwnj;شود، عربی&zwnj;ای نیست که به فهم قرآن منجر شود. به عقیده من ممکن است خیانت هم باشد.  یک مسئله&zwnj;ای هم که نباید به&zwnj;راحتی از کنارش عبور کنیم، این است که ما مزه قرآن را نچشیده&zwnj;ایم. نچشیدن مزه قرآن هم تبعاتش همین است. مثلاً باید بدانیم که اقامه قرآن با اقتصاد ما رابطه دارد. وزیر اقتصاد، وزیر کشاورزی، وزیر صنعت این&zwnj;ها باید بدانند که اقامه قرآن &zwnj;اقتصاد را رشد می&zwnj;دهد.  خداوند در قرآن می&zwnj;فرماید: &laquo;وَ لَوْ أنّهُم أقامُوا التّوراةَ و الإنجیلَ و ما أُنْزِلَ إلَیْهِم مِنْ رَبِّهِم لَاکَلُوا مِنْ فَوقِهم وَ مِنْ تَحتِ أرجُلِهِم&raquo; یعنی اگر مردم قرآن را به پا دارند، از زمین و آسمان رزقشان توسعه پیدا می&zwnj;کند. این راز را هنوز ما کشف نکرده&zwnj;ایم. باورمان نیامده است که واقعاً نماز باران در نزول باران اثر دارد.  ما قرآن را کتاب زندگی نمی&zwnj;دانیم. مثلاً می&zwnj;گویند دین از سیاست جدا است. ما حدود پانصد آیه سیاسی در قرآن داریم. دین از سیاست جدا است یعنی چه؟ یعنی پانصد آیه را از قرآن حذف کنیم؟ اینها نمی&zwnj;فهمند چه می&zwnj;گویند.  من بارها از آیت&zwnj;الله مکارم شیرازی شنیدم که فرمود برکتی که در تفسیر نمونه وجود داشت، هیچ درس و بحث و کتابی برای ما نداشت. الان حدوداً شصت بار چاپ شده است. من خودم به عنوان طلبه سی سال در تلویزیون هستم و بحث من از پربیننده&zwnj;ترین بحث&zwnj;های تلویزیون است، به خاطر این&zwnj;که عنوان برنامه&zwnj;ام &laquo;درس&zwnj;هایی از قرآن&raquo; است. به قول امیرالمؤمنین قرآن دریایی است که هیچ دستی به عمقش نمی&zwnj;رسد.  ما باور نکرده&zwnj;ایم قرآن شفا است، در حالی که باید این را باور کنیم. نه&zwnj;فقط این&zwnj;که اگر سوره حمد را بخوانیم، خوب می&zwnj;شویم. این هم هست، اما شفا است، یعنی همه بلاها را جواب می&zwnj;دهد؛ مشکلات اجتماعی، &zwnj;اخلاقی،&zwnj; سیاسی و خانوادگی را. قرآن هر سؤالی را که دارید جواب می&zwnj;دهد. امامان ما می&zwnj;فرمودند از ما بپرسید این حرفی را که می&zwnj;زنیم، از کجاست؟ ما می&zwnj;گوییم تمام این حرف&zwnj;های ما از قرآن است. ریشه احادیث همه&zwnj;اش در قرآن است.  باید حوزه&zwnj;های ما به جایی برسد که وقتی به کسی می&zwnj;گوید چه می&zwnj;خوانید، اول بگوید تفسیر و بعدش بگوید کتاب شیخ. البته هر کسی نباید قرآن را تفسیر کند. تفسیرهای قرآن باید بررسی شود. قدیم علمای ما که حدیث نقل می&zwnj;کردند، اجازه داشتند برای نقل حدیث.  به هر حال یک قیام جدی باید انجام بدهیم. نباید در حوزه قم چهارصد رساله رسائل و مکاسب وجود داشته باشد، ولی تعداد تفسیرها سی تا باشد. باید به تعداد درس&zwnj;های دیگر، تفسیر قرآن هم باشد. درس&zwnj;های حوزه را باید جدی خواند، اما نه به قیمتی که انسان شش دفعه کفایه بگوید و یک دوره هم نهج&zwnj;البلاغه و تفسیر نگوید. من نمی&zwnj;گویم قرآن الان در حوزه&zwnj;ها کار نمی&zwnj;شود و نشده است؛ روی قرآن در حوزه&zwnj;ها کار می&zwnj;شود، اما قرآن در رأس نیست. ما باید طوری باشیم که هر جای قرآن را باز کردیم، بفهمیم چه می&zwnj;گوید و روح قرآن را درک کنیم.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:55:03 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ارزیابی قرآن در پایه ششم</title>
<link>https://quranthebookoflife.loxblog.com/ارزیابی-قرآن-در-پایه-ششم</link>
<guid>https://quranthebookoflife.loxblog.com/ارزیابی-قرآن-در-پایه-ششم</guid>

<description><![CDATA[
ارزش يابي مستمر و پاياني پيشرفت تحصيلي درس قرآن در پايه ي ششم ابتدايي درس قرآن در پايه&zwnj; هاي ششم ابتدايي به&zwnj;صورت شفاهي و به دو نوع ارزش&zwnj;يابي مي&zwnj;شود : الف: ارزش&zwnj;يابي مستمر ب : ارزش&zwnj;يابي پاياني ج: ارزش&zwnj;يابي مستمر : نمره&zwnj;ي ارزش&zwnj;يابي مستمر با توجه به ميزان مشاركت دانش&zwnj;آموز در فعاليت&zwnj;هاي يادگيري تعيين مي&zwnj;شود.
&nbsp;
به صفحه تلگرام سر بزنید
&nbsp;
https://telegram.me/Hadi4569 
&nbsp;

// 
 اهمّ اين فعاليت&zwnj;ها در درس قرآن، عبارت است از : 1- اعلام آمادگي براي خواندن، آيات و عبارات از روي كتاب درسي 2- مشاركت در كار گروهي به منظور فهم بيش&zwnj;تر (بيان مصاديق پيام&zwnj;هاي قرآني) 3- مشاركت در جمع&zwnj;خواني آيات و عبارات قرآني و همراهي با نوار آموزشي 4- بيان داستان&zwnj;هاي قرآني كتاب 5- ميزان توانايي در خواندن آيات و عبارات قرآني كتاب درسي (در پرسش&zwnj;هاي تدريجي) 6- انجام فعاليت&zwnj;هاي كار در كلاس 7- انجام منظم تكليف اُنس با قرآن در خانه 8- خواندن آيات از روي صفحات پاياني هر درس يا از روي قرآن كامل تبصره : بديهي است اگر دانش&zwnj;آموزي در خواندن آيات از روي صفحات پاياني هر درس يا قرآن كامل موفقيت لازم را كسب نكرده است، نبايد از او نمره&zwnj;اي كسر شود. 9- انجام فعاليت&zwnj;هاي خارج از كلاس مرتبط با درس قرآن، مانند : - تهيه&zwnj;ي نوار آموزشي قرآن يا ساير نوارهاي قرآن و استماع آن در خانه؛ - خواندن قرآن در خانه؛ - مطالعه&zwnj;ي كتاب&zwnj;هاي جانبي درباره&zwnj;ي داستان&zwnj;هاي قرآني&zwnj; پيام&zwnj;هاي زندگي (پيام قرآني) - حفظ برخي از سوره&zwnj;ها، آيات و پيام&zwnj;هاي قرآني؛ - تلاوت قرآن با صوت خوش و زيبا؛ - نقاشي، خوش&zwnj;نويسي و انجام ساير كارهاي هنري درباره&zwnj;ي پيام&zwnj;هاي قرآني، داستان&zwnj;ها و ... - شركت در جلسات و مسابقات قرآني مانند حضور در دارالقرآن&zwnj;ها و ساير برنامه&zwnj;هاي مشابه؛ - جمع&zwnj;آوري مطالبي درباره&zwnj;ي قرآن از مجموعه&zwnj;ي كتاب&zwnj;هاي درسي دوره&zwnj;ي ابتدايي؛ - توليد روزنامه&zwnj;هاي ديواري خاص قرآن با ارائه&zwnj;ي مطالب مربوط به قرآن در روزنامه&zwnj;هاي ديواري مدرسه؛ - توانايي دانش&zwnj;آموزان در معناكردن عبارات قرآني بديهي است آموزگار مي&zwnj;تواند در چارچوب برنامه&zwnj;ي آموزش قرآن و مناسب با اصول، محتوا و روش&zwnj;هاي آن، دانش&zwnj;آموزان را به هر فعاليت مناسب ديگري نيز ترغيب و تشويق كند. ب - ارزش&zwnj;يابي پاياني ارزش&zwnj;يابي پاياني از دانش&zwnj;آموزان پايه ي ششم ابتدايي در پايان هر نيم سال به صورت شفاهي به شرح زير انجام مي&zwnj;شود : رديف مواد ارزش&zwnj;يابي ميزان ارزش&zwnj;يابي نمره سطح انتظار 1 روخواني آيات جلسه ي اول دروس حدود چهار سطر 9 خواندن به صورت معمولي و روان 2 روخواني آيات جلسه ي سوم دروس حدود چهار سطر 9 خواندن به صورت شمرده و آرام 3 پيام قرآني دو پيام 2 پس از روخواني پيام قرآني و ترجمه&zwnj;ي آن از روي كتاب، بتواند با استفاده از تصاوير كتاب يا بدون آن، مفهوم پيام را به زيان خود توضيح دهد يا نمونه و مصداقي از آن را بيان كند. جمع 20 تبصره : هر دانش&zwnj;آموز مي&zwnj;تواند با توجه به هر يك از موارد زير و در مجموع حداكثر 2 نمره&zwnj;ي تشويقي كسب كند : 1- قرائت آيات، تقريباً شبيه نوار آموزشي 2- روان خواني حدود نيم صفحه از مصحف كامل 3- حفظ يك صفحه ( يا به ميزان يك صفحه از آيات مختلف) از صفحات قرآني كتاب درسي 4- حفظ حداقل چهار پيام قرآني از پيام&zwnj;هايي كه در هر نيم&zwnj;سال تدريس شده است. شيوه&zwnj;ي كسر نمره در ارزش&zwnj;يابي پاياني الف &ndash; روخواني : 1- كسر نمره به علت غلط خواندن : به ازاي هر كلمه ي غلط خوانده شده، نيم (5/0) نمره كسر مي&zwnj;شود. در صورت تصحيح غلط توسط دانش&zwnj;آموز- با تذكر يا بدون تذكر معلم- نمره&zwnj;اي كسر نمي&zwnj;شود. 2- كسر نمره از نظر كيفيت و سرعت خواندن : در صورتي كه دانش&zwnj;آموز نمي&zwnj;تواند آيات و عبارات قرآني كتاب درسي را مطابق سطح انتظار بخواند و يا مكث و برگشت&zwnj;هاي زياد دارد, با توجه به ميزان نقص, علاوه بر غلط هاي اعرابي، حداكثر دو نمره كسر مي&zwnj;شود. ب &ndash; پيام قرآني : اگر دانش&zwnj;آموز پس از خواندن متن و ترجمه&zwnj;ي پيام از روي كتاب, نتواند درباره&zwnj;ي آن توضيح دهد يا مصداقي را بيان كند و يا توضيح ارائه شده خيلي از مفهوم پيام دور باشد, نمره&zwnj;ي آن پيام را (هر پيام يك نمره) كسب نمي&zwnj;كند و يا به ميزان نقص, از نمره&zwnj;ي آن پيام كسر مي&zwnj;شود. تذكر : در ارزش&zwnj;يابي هميشه به نكات زير توجه داشته باشيد : 1- ارزش&zwnj;يابي نبايد موجب تضعيف علاقه&zwnj;ي دانش&zwnj;آموزان به درس قرآن شود. از اين&zwnj;رو, بايد از سخت&zwnj;گيري&zwnj;هاي بي&zwnj;جا پرهيز كرد يا به نحوي ارزش&zwnj;يابي را انجام داد كه دانش&zwnj;آموزان, آن را جزئي از فرايند يادگيري احساس كنند تا محيط اضطراب&zwnj;آور همراه با فشار رواني ايجاد نشود. 2- مهارت روخواني قرآن, به&zwnj;تدريج كسب مي&zwnj;شود, از اين&zwnj;رو, نبايد انتظار داشت كه همه يا بيش&zwnj;تر دانش&zwnj;آموزان مهارت روخواني آيات يك درس را در زمان تدريس به&zwnj;طور كامل كسب كنند. هر دانش&zwnj;آموز با توجه به استعداد خود, اين مهارت را به&zwnj;تدريج در دروس بعدي به&zwnj;دست مي&zwnj;آورد. 3- با توجه به اصل تفاوت&zwnj;هاي فردي بهتر است از دانش&zwnj;آموزان ضعيف&zwnj;تر از قسمت&zwnj;هاي ساده&zwnj;ي كتاب پرسش كرد. 4- فرصت رفع اشكال را براي دانش&zwnj;آموزان فراهم آوريد تا بتوانند اشتباه خود را تصحيح كنند. براي مثال, تذكر براي برگشت و صحيح خواندن, در صورتي كه موجب اضطراب بيش&zwnj;تر دانش&zwnj;آموزان نشود, مناسب و مفيد است. 5- از بخش هاي داستان، بيش تر بدانيم و كار در كلاس ارزش يابي پاياني به عمل نمي آيد. 
 ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:55:03 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کتاب اصول کافی بصورت آنلاین</title>
<link>https://quranthebookoflife.loxblog.com/کتاب-اصول-کافی-بصورت-آنلاین</link>
<guid>https://quranthebookoflife.loxblog.com/کتاب-اصول-کافی-بصورت-آنلاین</guid>

<description><![CDATA[
با سلام. یکی از کتبی که هر شیعه ای باید بخواند کتاب اصول کافی است. این کتاب به تشریح اصول دین میپردازد. بر روی لینک زیر کلیک کنید تا بتوانید کتاب را بخوانید البته هنگام تعویض صفحات باید آنلاین باشید:
&nbsp;
&nbsp;اصول کافي جلد اول 
اصول کافي جلد دوم 
اصول کافي جلد سوم 
اصول کافي جلد چهارم 

&nbsp;
&nbsp;به صفحه تلگرام سر بزنید
&nbsp;https://telegram.me/Hadi4569

// ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:55:03 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قرآن کریم سفره ی خدا و ادبستان است</title>
<link>https://quranthebookoflife.loxblog.com/قرآن-کریم-سفره-ی-خدا-و-ادبستان-است</link>
<guid>https://quranthebookoflife.loxblog.com/قرآن-کریم-سفره-ی-خدا-و-ادبستان-است</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
القرآن مَأدَبه الله ؛ قرآن ادبستان و ادب آموز است :
مطالب زیر از کتاب شریف انسان و قرآن، از حضرت علاّمه حسن زاده ی آملی حفظه الله می باشد.
علم الهدی سیّد مرتضی در مجلس بیست و هفتم از کتاب امالیش معروف به غُرَر و دُرَر در روایتی از جناب رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل کرده است که آن حضرت فرمود : إنّ هذا القرآن مأدبه الله فتعلّموا مأدبته ما استطعتم و إن أصفر البیوت لبیت ( لجوف &ndash; خ ل ) أصفر من کتاب الله. مَأدَبه ، به فتح دال یعنی ادب و تقویم خلق.
مَأدُبه ، به ضمّ دال یعنی طعام مهمانی. مَأدَبه : بدین وجه معنی القرآن مأدَبه الله ؛ این است که قرآن برای ادب و تقویم خلق است.   ادب نگاه داشت حدّ هر چیز و تقویم راست و درست ایستاندن است. این وجه با تعلّموا مناسب تر است. پس معنی حدیث این که قرآن ادب و دستور الهی است. از این مَأدَبه الله ادب فرا بگیرید و حدّ انسانی خودتان را حفظ کنید و نگاه بدارید و بدین دستور خودتان را راست و درست به بار بیاورید و به فعلیّت برسانید. ( انسان و قرآن . ص 46 - 48 ) مَأدَبه، فرهنگستان و ادبستان است که به تخفیف می گوییم دبستان.
مَأدَبه؛ مکتب و مدرسه است که جای تأدیب و تربیت است. آن جایی که به انسان ادب یاد می دهند آن جا را مَأدَبه می گویند. قرآن به انسان ادب یاد می دهد. ( انسان و قرآن . ص 48 )
 القُرآنُ مَأدُبَهِ الله ؛ قرآن سفره ی خدا است :
قرآن سفره ی رحمت رحیمیّه ی الهیّه است که فقط برای انسان گسترده شده است . طعام این سفره، غذای انسان است که به ارتزاق آن، متخلّق به اخلاق ربوبی می گردد و متّصف به صفات ملکوتی می شود و مدینه ی فاضله تحصیل می کند و هیچ کس از کنار این سفره بی بهره بر نمی خیزد. ( انسان و قرآن . ص 37 ) مَأدُبه ، به ضمّ دال یعنی طعام مهمانی.
مأدُبه : طعام مهمانی ؛ این مَأدُبه سفره است، قرآن سفره ی الهی است. هیچ کس از کنار این سفره با دست خالی و تهی برنمی خیزد.آن کس که مصحف را گشوده و نوشته اش را زیارت کرده است به همین اندازه از این سفره ی الهی لقمه برداشته است و بهره ای برده است که إنّ النّظر فی المصحف عباده ( اصول کافی . ج 2 . ص 449 ) ، آن کس که قرائتش کرد لقمه ای به تر از آن برداشته است و آن کس که به ترجمه ی تحت اللّفظی آن آگاهی پیدا کرد لقمه ی به تر بر می دارد و بهره ی بیش تر می برد و آن کس که می تواند آیات را با یکدیگر تلفیق کند و ترتیب و انسجام بدهد تا نتایجی حاصل کند، او بهره های به تر می برد و همین طور به تعبیر امیرالمؤمنین علیه السّلام اِقرَأ وَارقَ ؛ بخوان و بالا برو. ( انسان و قرآن . ص 46 و47 )

&nbsp;
به صفحه تلگرام سر بزنید
https://telegram.me/Hadi4569
// ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:55:03 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>رسانه ها و دين از رسانه هاي سنتي تا تلويزيون</title>
<link>https://quranthebookoflife.loxblog.com/رسانه-ها-و-دين-از-رسانه-هاي-سنتي-تا-تلويزيون</link>
<guid>https://quranthebookoflife.loxblog.com/رسانه-ها-و-دين-از-رسانه-هاي-سنتي-تا-تلويزيون</guid>

<description><![CDATA[
كتاب رسان هها و دين، نوشتة دكتر ناصر باهنر عضو هيأت علمي گروه فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) كه داراي يك مقدمه و پنج فصل است، با بررسي تاريخي رسانه هايسنتيِ اسلامي، پديدة راديو و تلويزيونهاي مذهبي در دنيا و تحليل جايگاه رسانه هاي ديني در ايران معاصرسعي نموده است تا ديدگاهي مطلوب را به منظور سياستگذاري كارآمد وسايل ارتباطيِ سنتي و مدرن به ويژه تلويزيون در حوزة ديني ارائه نمايد.
&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;
به صفحه تلگرام سر بزنید
&nbsp;https://telegram.me/Hadi4569&nbsp;
// 
در مقدمه كتاب آمده است: تعارض نوگرايي با دين را بايد نگرشي جاهلانه يا مغرضانه به موضوع بدانيم، چرا كه نه نوگرايي در ذات خود تعارضي با ارزشها و اعتقادات ناب ديني دارد و نه معارف ناب الهي تحجر و عقب ماندگي را به پيروان خود توصيه مي كنند.نويسنده كتاب با توجه به فقدان جايگاه شايسته دين در ادبيات ارتباطات كشور، پاي در راه دشوارمطالعه اي نهاد كه هم دين در آن حضور دارد، هم ارتباطات سنتي و هم آموزش رسانه اي. بستر نظري موضوع نيز جامع هشناسي فرهنگ و ارتباطات است كه نه تنها در ايران، بلكه در دنياي علوم انساني، حوزه علمي نوپايي به شمار مي آيد. سه نظرية نوسازي لرنر، &laquo; نوگرايي و همگرايي در فرهنگ و ارتباطات &raquo; در فصل اول كتاب تح تعنوان همگرايي مولانا و نظريه مك لوهان مورد بحث قرار مي گيرند و ديدگاه نظري مطلوب در ادبيات نقاد الگوهاي ارتدوكسي مدرنيته جست وجو مي شود. فصل دوم به بررسي اجمالي رسانه هاي سنتي ديني در ايران با استفاده از شيو ههاي اسنادي و تاريخي مي پردازد و عناصر ارتباطي آن را مورد تحليل قرار مي دهد. فصل سوم تح تعنوان تلويزيون و دين در ايران، به ارائه گزارشي اجمالي از دو پژوهش تحليل محتوا ونگرش سنجي مخاطبان در خصوص برنامه هاي ديني تلويزيون و ساير رسانه هاي ديني مي پردازد كه توسطنويسنده در سال 1380 انجام پذيرفته است. در فصل چهارم، تجربه و ديدگاه مسيحي&nbsp; غربي به تلويزيون ديني با روشي اسنادي و تاريخي بررسي گرديده كه به عنوان قديمي ترين و گسترده ترين تجربه، نتايج قابل توجهي داشته كه در بررسي تطبيقي موضوع حائز اهميت است. فصل پنجم، وجهي تحليلي دارد و با استفاده از نتايج بحثهاي قبلي، به دنبال ديدگاهي مطلوب درفرهنگ و ارتباطات ديني ايران است تا بتواند اصول تحقق مطلوب آموزش دين از وسايل ارتباط جمعي مي نامد، &laquo; سيستم متعامل، پويا و همگراي ارتباطي &raquo; نوين را تبيين كند. اين ديدگاه كه نويسنده آن را ديدگاه امكان مناسب موضوع مورد مطالعه را فراهم مي سازد تا بتواند در طراحي الگوي ارتباطات ديني ايران،محققان را ياري مي دهد.نويسنده، كتاب را با طرح يك آرزو به پايان مي برد. آرزوي روزي كه آموزش ديني در ايران، ستونهاياصلي خود را بر زمينِ استوار ارتباطات ميان فردي و چهره به چهره به خوبي محكم كند و آنگاه رسانه ها رابه كمك بطلبد. روزي كه هر كودك و نوجوان و جوان ما يك مربي واقعي را نزديك خويش احساس كند و الگوي ديني خود را در رفتارهاي او مجسم ببيند. آن روز آرمانشهر آموزش ديني تحقق يافته است، تا رسانه ها از آن روايتها بسازند و چشم وگوش انسانها را به زيباي يهايش سيراب كنند.اين كتاب كه برگزيد هاي از رسالة دكتري نويسنده است، به همت مركز تحقيقات صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران منتشر شده است.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:55:03 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>پنجره اي به دنياي ماركز</title>
<link>https://quranthebookoflife.loxblog.com/پنجره-اي-به-دنياي-ماركز-1</link>
<guid>https://quranthebookoflife.loxblog.com/پنجره-اي-به-دنياي-ماركز-1</guid>

<description><![CDATA[
اين سرزمين كه در زمينه ادبيات از اوايل دهه شصت قرن بيستم با ترجمه آثاري از آلخو كار پانتيه،خوان رولفو و آستورياس نامي شد، بعد ها عرصه را براي نامهاي ديگري مثل گابريل گارسياماركز به روايت صحيح تر گابريل گارثيا ماركث و كساني ديگر مثل، ماريو بارگاس يوسا وا گذاشت. گارسيا ماركز در اين ميان بخت و اقبال افزون تري داشت. تقريبا هر آنچه نوشته است بلافاصله به زبانهاي انگليسي و فرانسه ترجمه شده و از آن به بعد نوبت به زبان هاي ديگر رسيد. ماركز از سوئي نويسنده اي چپ گرا بود كه طبق مصوبات ، كنگره آمريكا اجازه ورود به قلمرو ايالات متحده را نداشت و يار و قال فيدل كاسترو رهبر انقلاب كوبا و همرزم او ارنستوچه گوارا به حساب مي آمد.

&nbsp;
به صفحه تلگرام سر بزنید
https://telegram.me/Hadi4569
// 




به همين دليل در كنار بخت بلند و نام و آوازه انقلابي مورد توجه عموم علاقه مندان ادبيات سياسي هم قرار گرفت. از يك طرف به علت سود آوري آثارش و تبليغات رسانه اي كه سود سرشاري نصيب ناشران مي كرد، مورد توجه سرمايه داران بود و از طرف ديگر احزاب چپ گرا و چپ هاي غير حزبي از او حمايت مي كردند. آموزشگاه فيلنامه نويسي و كلاس هاي داستان نويسي اش در كوبا آب باريكه اي براي جريان ادبي اكروز است. در آمد مصاحبه هايش را هم به حساب اين مؤسسه مي ريخت. گارسيا ماركز براي اولين بار در ايران با برخي ترجمه هاي پراكنده قاسم صفوي و نورايي در نشريات ادبي، معرفي شد. صد سال تنهايي اما نامي بود كه خيلي ها را به خواندن وسوسه مي كرد. بهمن فرزانه با همين وسوسه به سراغ ترجمه آثار گارسيا ماركز رفت و صد سال تنهايي را به فارسي ترجمه كرد. اين نويسنده زماني به فارسي زبانهاي معرفي شده كه هنوز جايزه نوبل را نبرده بود.  بعدها داستان هاي كوتاه و رمان هاي او يكي پس از ديگري به فارسي ترجمه شد. بحث در كم و كيف ترجمه نيست. چه برخي از اين آثار كه با نام ترجمه به بازار نشر مي آيد آنقدر مغشوش و مغلوط است كه آدم حيران مي ماند. پاييز پدر سالار با ترجمه حسين مهري و جهانبخش نورايي و مترجم هاي ديگر به فارسي در آمد. تقريبا همه آثار داستاني يا غير داستاني كه به قلم گارسيا ماركز منتشر گرديده به فارسي ترجمه شده است. اين موضوع ساير نويسندگان آمريكايي لاتين را شامل نمي شود بلكه تنها معدود نويسندگاني هستند كه بيشتر آثارشان به زبان فارسي منتشر شده است. رمان هاي با محور خاطره يا خاطراتي كه از بس شيرين و خواندني است به رمان پهلو مي زند در ادبيات غرب سابقه اي طولاني دارد. شايد يكي از علت هاي آن عادت به نوشتن روزانه خاطرات باشد. در اين ميان اگر نويسنده خاطرات خودنويسنده خلاق و اديب باشد اين خاطرات خواندني تر و جذاب تر خواهد بود.  خاطرات گابريل گارسيا ماركز هم در زمره همين آثار قرارداد . اين خاطرات با دو ترجمه به نامهاي زنده ام كه روايت كنم و زيستن براي باز گفتن به ترتيب با ترجمه كاوه مير عباسي و نازنين نوذري به فارسي منتشر شد. اين كتاب هم كه به واقع تازه ترين اثر نويسنده است اين اقبال را يافت كه به فاصله كوتاهي از زمان انتشاراين بار از زبان اصلي به فارسي در آيد. كاري كه كمتر صورت گرفته است .شايد ذكر اين نكته خالي از لطف نباشد كه آثار گارسيا ماركزبه دليل عدم عضويت ايران در معاهده حق مؤلفين بين الملل يا همان كپي رايت با ترجمه هاي مكرر و حتي با كمال تاسف ترجمه هاي پرغلط رو نويسي شده از ترجمه ديگران و از آن بدتر كتاب سازي و جعل عنوان به منظورسود طلبي در بازار كتاب ايران منتشر شده است.   در مورد گارسيا ماركز يكي از كساني كه با به دست آوردن آنچه خود مجوز نشرآثار خوانده صرفا به منظور&laquo; خدمت فرهنگي&raquo; با طمطراق فراوان اولا ترجمه هاي ديگران را پر غلط جلوه داده و به قول خودش با دفتر حقوقي گارسيا ماركز تماس گرفته و در ثاني ادامه صد سال تنهايي را وكالتا از طرف او نوشته است. اما حكايت اين دنباله( ادامه) صد سال تنهايي آن است كه مترجم و ناشر دست به دست هم داده و با همكاري &laquo; دوست دانشمند و فرزانه اي، عنوان داستان هاي كوتاه و نويسنده را حذف كرده اند و به جاي آن عدد شماره فصل گذشته اند. آنهم روي دو جلد كتابي كه خودقبلا منتشر كرده اند. ظاهرا اين ناشر محترم كه كتاب سازي قبلي زير زبانش مزه كرده اين بار سراغ پائولوكوئيلو رفته است تا كيميا گر 2 را به نام اين نويسنده سكه بزند. اما به هر حال كوئيلو خبر دار شده و به اين موضوع اعتراض كرده است. متاسفانه اين كار آنقدر قبيح است كه يك نويسنده دست چندم كه آثارش چندان ارزشي هم ندارد و چند صباحي هم نمي پايد از موضوعي محق زبان اعتراض به دولت را مي گشايد . اين كه به علت عملكرد غلط يك ناشر ، نويسنده اي بخواهد به دولت ما معترض شود جاي بس تاسف است. برگرديم به موضوع زنده ام كه روايت كنم يا زيستن براي باز گفتن.





اين كتاب از زماني كه خبر انتشارش اعلان شد شيفتگان آثار گارسياماركز را در تب و تاب انداخت تا هر چه زودتر اثر را بخوانند كه گوشه هايي از راز و رمز نوشته هاي پيچيده گارسيا ماركزورئاليسم جادويي او را باز مي كرد. او در سال 1982 جايزه نوبل ادبيات را به خود اختصاص داد. او كه در نامه نگاري متعهد است كه بر باورهايش پا بر جاست، او كه هنوز به رغم اعتراض بسياري كه همقلمان و نويسندگان آمريكاي جنوبي از سياست هاي فيدل كاسترو جانبداري مي كند و پاس دوستي اين چريك پير سخنران زبر دست را دارد. اين كتاب خاطرات نويسنده را بازگو مي كند. نويسنده از خلال اين خاطرات با نثري كه خاص خود اوست . گوشه هايي را باز مي نمايد كه در آثاري مثل صد سال تنهايي، عشق در سال هاي وبا، ارنديرا، كسي براي سرهنگ نامه نمي نويسد در سايه قرار داشت. او بر اين گوشه هاي تاريك پرتو چراغي مي افكند تا خوانند گان آثارش در يابند با چه استعدادي روبرو هستند.   روزنامه نگاري كه در متن يكي از خشن ترين نظامهاي ديكتاتوري و خونتاهاي چكمه پوش راه خود را از هزار توهاي افسانه مي يافت كم كم به اديبي تبديل مي شد كه مرزهاي جغرافيايي و بومي اش بر او تنگ مي شد. به همين دليل مثل ويليام فاكنر يوكناپاتااوفاي ديگري براي خودش خلق مي كند. دهكده اي به اسم ما كوندو كه شايد در هيچ اطلس و نقشه جغرافيايي پيدا نشود. گارسيا ماركز روزنامه نگاري بود كه در بطن حوادث از هر واقعه داستاني بيرون مي كشيد از ديدار مادري كه براي تعيين سهم الارث فرزندانش از راهي دورمي آيد. پدري كه سرهنگ است، در تمام زندگي او حضور دارد و در اغلب داستا ن هايش پدر دلش مي خواست پسرش حقوقي بخواند اما پسرك كه روح نا آرام و سركش او تن به قالب هاي قراردادي نمي دهد، تحصيلات آكادميك را بر نمي تابد و در ميانه راه تحصيل را رها مي كند به هر حال پدر ومادر گابريل كه در نهايت تنگ دستي از هست و نيست، ساقط شده بودند تا او تحصيل كند در مقابل سركشي او وا مي دهند . پدر ناراحت است و غصه مي خورد چون فرزندش به حرف گوش نداده. اما مگر خود او تحصيل را به عشق ويولن ترك نكرده بود.چالش با پدر از طريق واسطه اي به نام مادر ادامه مي يابد. البته همين گفت و گوها بعدها هر كدام در گوشه اي از كار خود را مي نمايند.  گابريل داستان عشق شورانگيز پدر و مادرش را از زبان خود آنها شنيده بود و شاخ و برگهايي كه به آن مي داد رمان توفان برگ را نوشت.پدر و مادري كه ذات قصه گويي و داستان سرايي داشتند اما از توفان برگ كه شايد نخستين تجربه داستان نويسي گارسيا ماركز باشد تا عشق در سالهاي وبا پنجاه سال طول كشيد. پنجاه سالي كه هر كدام ماجرايي بود براي ادبيات كلمبيا، آمريكايي جنوبي و جهان. گل سرخ از تصاويري است كه در داستان هاي گارسيا ماركز بسيار به كار رفته است. گل سرخ اولين هديه پدر گابريل به مادرش است. زندگينامه داستاني گابريل دستمايه اي خواهد بود كه جهان ادبيات با آن به گشودن قفل هاي گاه زنگ زده دروازه دنياي داستاني گارسيا ماركز خواهد پرداخت. گارسيا ماركز از نسل نويسندگاني است كه هنوز باور دارند،بسياري سفر بايد تا پخته شود خامي. او عضو محفلي ازاديبان و نويسندگان شده بود كه در كتابفروشي دور هم جمع مي شدند و درباره ادبيات به بحث و جدل مي پرداختند.  او در اين آمد و شدهاي گهگاهي و گاه منظم با فروشندگان سيار كتابفروشي هاي آرژانتين آشنا شد و خورخه لوئيس بورخس و خوليوكورتاسار را شناخت و به مدد مترجمان آرژانتيني با رمان نويسان انگليسي و آمريكايي آشنا شد. او ودوستانش رو نوشت نه چندان برابر اصل نويسندگان &laquo; نسل تباه شده&raquo; بودند. نسلي از نويسندگان آمريكايي كه در پاريس گرد هم آمده بودند كه در آن زمان پايتخت فرهنگ جهان به حساب مي آمد؛ نويسندگان بين دو جنگ جهاني اول و دوم. آنها نخستين آثارشان را در دهه بيست به چاپ رساندند. گارسيا ماركز همينگوي را مي ستايد، اما شيفته فاكنر است زيرا او هم معماري است كه بي خشت و گل قلعه اي محكم ساخته است. بسيار كتاب مي خواند و هنوز معتقد است بايد ياد بگيريد. يادگيري و ياد دادان هم زمان حرفه اوست. در كلمبيا همه او را مي شناسند ال گاپيتويا گابو لقب اوست. نويسنده اي كه در متن زندگي مردم حضور دارد. در كشوري كه بزرگترين كارتل هاي موادمخدر جهان را در خود جا داده است. آنقدر به گابو اعتماد دارند كه حتي گروگان گيرها هم وقتي در مخمصه مي افتند پا در مياني او را طلب مي كنند.  در شهر راننده هاي تاكسي هم او را مي شناسند و هر كدامشان دست كم او را يك بار مجاني سوار كرده اند. او با آنكه مخالف سياست هاي دولت خود بود و چه در ايام تبعيد خود خواسته و چه در اوج شهرت،سياستمداران هم به دوستي با او افتخار مي كردند. مجله ال اسپكتادور به معناي ناظر سكوي پرتاب او شد. داستان هايش در ضميمه ادبي آن به چاپ مي رسيد و گزارشهايش هم كه هر كدام داستاني بود. شايد گفته ليومتريلينگ درباره او بهترين تعريف باشد كه مي گويد گارسيا ماركز همينگوي است كه در كالبدي جديد ظاهر شده است.  گلوله اي كه در نخستين سال دهه شصت مغز همينگوي را متلاشي كرد، روح را پرواز داد و به شكل پرنده اي غريب در جسم گارسيا ماركز حلول كرد. گارسيا ماركز همان دربه دريهاي همينگوي را تجربه كرده است، از همين رو مي بينيم كه زنده روايت مي كند. در آثارش زندگي موج مي زند او هرگز از نوشتن خسته نمي شود. او يك تفاوت عمده با همينگوي داشت. هيچ يك از روزنامه هايي كه او در آن كار مي كرد به آتش كشيده نشد.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:55:03 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قرآن خاتم کتب آسمانی</title>
<link>https://quranthebookoflife.loxblog.com/قرآن-خاتم-کتب-آسمانی</link>
<guid>https://quranthebookoflife.loxblog.com/قرآن-خاتم-کتب-آسمانی</guid>

<description><![CDATA[
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا ۚ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(سوره انعام-۱۱۵) یعنی: و سخن پروردگارت [ قرآن] در حال راستی و عدالت، تمام شده&zwnj;است، و هیچ تغییر دهنده&zwnj;ای (حتی خدا) برای کلمات او نیست، و او بسی شنوای بسیار دانا است.
&nbsp;
محمد صادقی تهرانی در تفسیر ترجمان فرقان آورده&zwnj;است:

عبارت &laquo;و تمّت کلمة ربّک صدقاً و عدلاً&raquo;، آیات صدق و عدلِ آسمانی را که راهنمای راستی و عدالت است با نزول قرآن پایان یافته معرفی کرد. در نتیجه آنچه را که پس از قرآن به نام کتاب آسمانی خوانده شود کذب و ظلم خوانده&zwnj;است. عبارت &laquo;و هو السّمیع العلیم&raquo; اشاره به این است که پروردگار، یاوه&rlm;گوئی&zwnj;ها و گزافگویی&zwnj;های مدعیان کتابِ آسمانی پس از قرآن را می&rlm;شنود و به انحراف و عجز آنان آگاه است.

همچنین، محمد حسین طباطبایی می&zwnj;گوید:

مراد از تمامیت کلمه - و خدا بهتر می&rlm;داند - این است که این کلمه یعنی ظهور دعوت اسلامی با نبوت محمد (صلی&rlm;الله&rlm;علیه&rlm;وآله&rlm;وسلّم&rlm;) و نزول قرآن که مافوق همه کتابهای آسمانی است پس از آنکه روزگاری دراز در مسیر تدریجی نبوتی پس از نبوت دیگر و شریعتی پس از شریعت دیگر سیر می&rlm;کرد به مرتبه ثبوت رسیده در قرارگاه تحقق قرار گرفت.

قرآن در جایی دیگر می گوید: اتْلُ ما أُوحِی إِلَیکَ مِنْ کِتابِ رَبِّکَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.&nbsp; یعنی: آنچه را که از کتاب پروردگارت، سویت وحی شده (برایشان) بخوان و پیروی کن. کلمات آن [: خدا و قرآن] را هیچ تبدیل کننده&zwnj;ای نیست. جز او [ خدا و کتابش] هرگز پایگاه و پناهگاهی (وحیانی) نتوانی یافت.
آیه فوق با لفظ &laquo;لن&raquo; که در زبان عربی برای نفی ابدی استعمال می&rlm;شود ابدیت قرآن را اثبات می&zwnj;کند و آن را تا انقراض بشریت به طور انحصار، هادی و پناه ره گم کردگان معرفی نموده&zwnj;است. به علاوه در سوره فصّلت، سخن از حاکمیت و غلبه کلّی قرآن بر عموم کتب پیامبران است.
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ (۴۱) لا یأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ&nbsp;&nbsp; یعنی: کسانی که به این یادواره [ قرآن] -چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند(به کیفر خود می&zwnj;رسند) و براستی این کتابی است عزیز چیره(علیه معارضان) از پیش رویش و از پشت (سرش) باطل سویش نیاید؛ فرو فرستاده&zwnj;ای پیاپی از حکیمی بسی ستوده&zwnj;است . 
در سوره نحل، قرآن با تبیان کل شی&rlm;ء بودن توصیف شده: نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَی&rlm;ءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْری&rlm; لِلْمُسْلِمِین&rlm;. یعنی: این کتابی را به تدریج بر تو فرو فرستادیم در حالی که برای هر چیزی روشنگر است، و (نیز) هدایت و رحمت و بشارت برای ایمان آورندگان است&nbsp;
و با عبارت دیگر: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَی&rlm;ء. یعنی: ما هیچ چیزی را در کتاب (تکوین و تشریع) فروگذار نکردیم&nbsp;
و نیز: وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِین&rlm;. یعنی: و هیچ تر و خشکی نیست، مگر اینکه در کتابی روشنگر ثبت است.
علی بن ابی طالب نیز با اشاره به خاتمیت قرآن&nbsp; می&zwnj;فرماید: کِتَابُ اللَّهِ بَینَ أَظْهُرِکُمْ نَاطِقٌ لَا یعْیا لِسَانُهُ وَ بَیتٌ لَا تُهْدَمُ أَرْکَانُهُ وَ عِزٌّ لَا تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ. یعنی: کتاب خدا در برابر شما است، این کتاب گوینده&zwnj;ای است که هیچگاه از تکلم باز نمی&rlm;ایستد (تا انقراض جهان رهبر آدمیان است) و خانه&zwnj;ای است که پایه&zwnj;هایش ویران ناشدنی است و عزت و عظمتی است (برای انسانیت) و غلبه و سیطره&zwnj;ای است بر عموم کتب که هیچگاه یارانش مغلوب و منکوب نمی&rlm;گردند.
و نیز: وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیسَ عَلَی أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًی. یعنی: این بدانید که پس از تابش انوار هدایت قرآن هرگز هیچکس به کتاب و قانوان دیگری نیاز ندارد و به جز قرآن قانون دیگری نیست که نیازمندیهای دینی و روحانی را رفع کند.
&nbsp;
&nbsp;و نیز: بِکِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ... لَا یعْوَجُّ فَیقَامَ وَ لَا یزِیغُ فَیسْتَعْتَب. 
&nbsp;
&nbsp;یعنی: بر شما باد که فقط به کتاب الله (قرآن) تمسّک جوئید که پیوندی است متین و ناگسستنی میان خدا و بندگان. نوری است که حقایق را آشکار می&zwnj;کند، کجی در آن نیست تا نیازی به تصحیح داشته باشد. انحرافی در آن راه ندارد تا مورد عتاب و سرزنش قرار گیرد.

به صفحه تلگرام سر بزنید
&nbsp;https://telegram.me/Hadi4569
// ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:55:03 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ساختار اصلی قرآن</title>
<link>https://quranthebookoflife.loxblog.com/ساختار-اصلی-قرآن</link>
<guid>https://quranthebookoflife.loxblog.com/ساختار-اصلی-قرآن</guid>

<description><![CDATA[
ساختار اصلی قرآن -توقیفی- شامل؛ سوره (114 سوره) و بصورت خردتر، آیه  (کلا 6236 آیه) می باشد و مشهورترین ساختار قراردادی با حفظ تناسب تقسیم قرآن به سی جزء مساوی از نظر حجم می باشد.
&nbsp;
سوره :
سوره در واژه به معنای &laquo;بُریده شده&raquo; است و در اصطلاح واحدی است دربرگیرندهٔ گروهی مستقل از آیات قرآن که مَطلَع &laquo;بسم&zwnj;الله&zwnj;الرحمن&zwnj;الرحیم&raquo; و مقطعی دارد. به اعتقاد شیعیان هر سورهٔ قرآن - جز سورهٔ توبه - با آیه &laquo;به نام خداوند بخشندهٔ مهربان&raquo; آغاز می&zwnj;شود. اهل سنت &laquo;بسم&zwnj;الله&raquo; را جزء سوره نمی&zwnj;دانند. در قرآن کلمهٔ &laquo;سوره&raquo; به همین معنا به کار رفته&zwnj;است؛ مانند در آیهٔ تحدی (مبازره طلبی).
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. هر سوره می&zwnj;شود یک یا چند نام داشته باشد که بیشتر از کلمه&zwnj;ای از آن سوره و یا رخداد ای مربوط به آن گرفته شده&zwnj;اند. برخی بر این باورند ترتیب سوره&zwnj;ها بدست پیامبر تعیین شده و برخی بر این باورند که آنها به هنگام گردآوری در زمان عثمان کما بیش به ترتیب درازای مرتب شده&zwnj;اند. سوره&zwnj;های قرآن به دو دستهٔ مکی (فروفرستاده شده در مکه) و مدنی (فروفرستاده شده در مدینه) تقسیم می&zwnj;شوند. سوره&zwnj;ها لزوماً یگانگی موضوعی ندارند. نام رایج و شمار آیات هر یک در انتهای این نوشتار آمده&zwnj;است. برای مشاهده فهرست نام سوره&zwnj;ها و شمار آیات آنها به نوشتار سوره رجوع کنید.
قرآن ۱۱۴ سوره دارد سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه &laquo;بسم الله الرحمن الرحیم&raquo; ندارد ولی سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ &laquo;بسم الله الرحمن الرحیم&raquo; دارد. طولانی&zwnj;ترین سوره قرآن سورهبقره است که دربرگیرنده ۲۸۶ آیه&zwnj;است. کوتاه&zwnj;ترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیه&zwnj;است.
آیه :
آیه در واژه به معنی نشانه&zwnj;است و در اصطلاح کوچک&zwnj;ترین واحد تقسیم قرآن است. این واژه در قرآن به همین معنای ویژه نیز به کار رفته&zwnj;است. یک آیه می&zwnj;تواند چند حرف، چند واژه، یک یا چند جمله و یا یک یا چند بند (پاراگراف) باشد. بر پایه محاسبهٔ رایانه&zwnj;ای شمار همه آیات قرآن ۶۲۳۶ تا است. (رامیار، تاریخ قرآن:۵۷۰) برخی آیات مانند آیهٔ نور (نور، ۳۵)، آیه الکرسی، آیهٔ تطهیر (احزاب، ۳۳)، آیه ولایت (مائده، ۵۵) و آیهٔ حجاب (نور، ۳۰ و ۳۱) با نام&zwnj;های ویژه&zwnj;ای مشهورند..
بنابه اعتقاد مسلمانان اولین آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل شدند، ۵ آیه اول از سوره علق بود. مسلمانان باور دارند ترتیب آیات قرآن توسط محمد طبق وحی تنظیم شده&zwnj;است .عده&zwnj;ای از دانشمندان مسلمان معتقدند که برخی آیات نظیر آیهٔ &laquo;اکمال دین&raquo; (مائده، ۳) به هنگام گردآوری و تدوین از جای اصلی خود خارج شده&zwnj;اند. متن قرآن به ظاهر بدون آغاز، میانه و پایان است. ساختار آن غیرخطی و مانند یک تار عنکبوت است.
تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است. البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، &laquo;بسم الله الرحمن الرحیم&raquo; فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شده&zwnj;است (البته بجز سوره فاتحه؛ &laquo;بسم الله الرحمن الرحیم&raquo; که در ابتدای همه سوره&zwnj;های قرآن جز سوره توبه که &laquo;بسم الله الرحمن الرحیم&raquo; ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آنها محسوب می&zwnj;شوند.) نظراتی دیگر نیز در این باره بسیار موجود است، برای مثال اشخاصی می&zwnj;گویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر می&zwnj;گویند ۶۲۳۴.
بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقره&zwnj;است که در آن ۲۰ دستور از جانب خداوند آمده&zwnj;است. کوتاه&zwnj;ترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی را توصیف می&zwnj;کند.
کلمه :
بسته به روش شمارش و تعریف واژه و نیز نحوهٔ رسم&zwnj;الخط، اعداد گوناگونی برای شمار واژه&zwnj;های و حروف قرآن گفته شده. مشهورترین آن&zwnj;ها ۷۷۷۰۱ واژه و ۳۲۳۶۷۱ حرف است که حدود ۱۰ هزار واژه آن غیر تکراری است و ۱۲۶۰ واژه از آنها به عنوان ریشه ۸۰ درصد ۱۰ هزار واژه شناخته می&zwnj;شود .
دیگر تقسیم&zwnj;بندی&zwnj;ها :
قرآن به ۳۰ بخش تقریباً مساوی به نام جزء تقسیم شده&zwnj;است. هر جزء از دو قسمت مساوی به نام حزب تشکیل شده&zwnj;است و احزاب به نصف و ربع حزب تقسیم می&zwnj;شوند (برخی نیز هر جزء را به ۴ حزب تقسیم می&zwnj;کنند و در این صورت ۱۲۰ حزب داریم) .
فارسی&zwnj;زبانان قران را به سه پاره و دو پاره و یک پاره تقسیم می کردند پاره به معنی بخش یا فصل است در بعضی موارد همچنین یک چهارم از قرآن را هفتک و یک&zwnj;هفتم آن را هفت&zwnj;یک می&zwnj;نامیدند. در برخی مکتب&zwnj;های قدیم، کودکان نخست هفتک (از ۱ تا ۷) قرآن را بدون دانستن معنی نگهداری می&zwnj;کردند و بعد به بقیه امور حفظی و معانی می&zwnj;رسیدند.
&nbsp;

&nbsp;
به صفحه تلگرام سر بزنید
&nbsp;
&nbsp;https://telegram.me/Hadi4569 &nbsp;
// 
&nbsp;
سوره :
سوره در واژه به معنای &laquo;بُریده شده&raquo; است و در اصطلاح واحدی است دربرگیرندهٔ گروهی مستقل از آیات قرآن که مَطلَع &laquo;بسم&zwnj;الله&zwnj;الرحمن&zwnj;الرحیم&raquo; و مقطعی دارد. به اعتقاد شیعیان هر سورهٔ قرآن - جز سورهٔ توبه - با آیه &laquo;به نام خداوند بخشندهٔ مهربان&raquo; آغاز می&zwnj;شود. اهل سنت &laquo;بسم&zwnj;الله&raquo; را جزء سوره نمی&zwnj;دانند. در قرآن کلمهٔ &laquo;سوره&raquo; به همین معنا به کار رفته&zwnj;است؛ مانند در آیهٔ تحدی (مبازره طلبی).
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. هر سوره می&zwnj;شود یک یا چند نام داشته باشد که بیشتر از کلمه&zwnj;ای از آن سوره و یا رخداد ای مربوط به آن گرفته شده&zwnj;اند. برخی بر این باورند ترتیب سوره&zwnj;ها بدست پیامبر تعیین شده و برخی بر این باورند که آنها به هنگام گردآوری در زمان عثمان کما بیش به ترتیب درازای مرتب شده&zwnj;اند. سوره&zwnj;های قرآن به دو دستهٔ مکی (فروفرستاده شده در مکه) و مدنی (فروفرستاده شده در مدینه) تقسیم می&zwnj;شوند. سوره&zwnj;ها لزوماً یگانگی موضوعی ندارند. نام رایج و شمار آیات هر یک در انتهای این نوشتار آمده&zwnj;است. برای مشاهده فهرست نام سوره&zwnj;ها و شمار آیات آنها به نوشتار سوره رجوع کنید.
قرآن ۱۱۴ سوره دارد سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه &laquo;بسم الله الرحمن الرحیم&raquo; ندارد ولی سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ &laquo;بسم الله الرحمن الرحیم&raquo; دارد. طولانی&zwnj;ترین سوره قرآن سورهبقره است که دربرگیرنده ۲۸۶ آیه&zwnj;است. کوتاه&zwnj;ترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیه&zwnj;است.
آیه :
آیه در واژه به معنی نشانه&zwnj;است و در اصطلاح کوچک&zwnj;ترین واحد تقسیم قرآن است. این واژه در قرآن به همین معنای ویژه نیز به کار رفته&zwnj;است. یک آیه می&zwnj;تواند چند حرف، چند واژه، یک یا چند جمله و یا یک یا چند بند (پاراگراف) باشد. بر پایه محاسبهٔ رایانه&zwnj;ای شمار همه آیات قرآن ۶۲۳۶ تا است. (رامیار، تاریخ قرآن:۵۷۰) برخی آیات مانند آیهٔ نور (نور، ۳۵)، آیه الکرسی، آیهٔ تطهیر (احزاب، ۳۳)، آیه ولایت (مائده، ۵۵) و آیهٔ حجاب (نور، ۳۰ و ۳۱) با نام&zwnj;های ویژه&zwnj;ای مشهورند..
بنابه اعتقاد مسلمانان اولین آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل شدند، ۵ آیه اول از سوره علق بود. مسلمانان باور دارند ترتیب آیات قرآن توسط محمد طبق وحی تنظیم شده&zwnj;است .عده&zwnj;ای از دانشمندان مسلمان معتقدند که برخی آیات نظیر آیهٔ &laquo;اکمال دین&raquo; (مائده، ۳) به هنگام گردآوری و تدوین از جای اصلی خود خارج شده&zwnj;اند. متن قرآن به ظاهر بدون آغاز، میانه و پایان است. ساختار آن غیرخطی و مانند یک تار عنکبوت است.
تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است. البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، &laquo;بسم الله الرحمن الرحیم&raquo; فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شده&zwnj;است (البته بجز سوره فاتحه؛ &laquo;بسم الله الرحمن الرحیم&raquo; که در ابتدای همه سوره&zwnj;های قرآن جز سوره توبه که &laquo;بسم الله الرحمن الرحیم&raquo; ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آنها محسوب می&zwnj;شوند.) نظراتی دیگر نیز در این باره بسیار موجود است، برای مثال اشخاصی می&zwnj;گویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر می&zwnj;گویند ۶۲۳۴.
بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقره&zwnj;است که در آن ۲۰ دستور از جانب خداوند آمده&zwnj;است. کوتاه&zwnj;ترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی را توصیف می&zwnj;کند.
کلمه :
بسته به روش شمارش و تعریف واژه و نیز نحوهٔ رسم&zwnj;الخط، اعداد گوناگونی برای شمار واژه&zwnj;های و حروف قرآن گفته شده. مشهورترین آن&zwnj;ها ۷۷۷۰۱ واژه و ۳۲۳۶۷۱ حرف است که حدود ۱۰ هزار واژه آن غیر تکراری است و ۱۲۶۰ واژه از آنها به عنوان ریشه ۸۰ درصد ۱۰ هزار واژه شناخته می&zwnj;شود .
دیگر تقسیم&zwnj;بندی&zwnj;ها :
قرآن به ۳۰ بخش تقریباً مساوی به نام جزء تقسیم شده&zwnj;است. هر جزء از دو قسمت مساوی به نام حزب تشکیل شده&zwnj;است و احزاب به نصف و ربع حزب تقسیم می&zwnj;شوند (برخی نیز هر جزء را به ۴ حزب تقسیم می&zwnj;کنند و در این صورت ۱۲۰ حزب داریم) .
فارسی&zwnj;زبانان قران را به سه پاره و دو پاره و یک پاره تقسیم می کردند پاره به معنی بخش یا فصل است در بعضی موارد همچنین یک چهارم از قرآن را هفتک و یک&zwnj;هفتم آن را هفت&zwnj;یک می&zwnj;نامیدند. در برخی مکتب&zwnj;های قدیم، کودکان نخست هفتک (از ۱ تا ۷) قرآن را بدون دانستن معنی نگهداری می&zwnj;کردند و بعد به بقیه امور حفظی و معانی می&zwnj;رسیدند.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:55:03 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نام‌های قرآن</title>
<link>https://quranthebookoflife.loxblog.com/نامهای-قرآن</link>
<guid>https://quranthebookoflife.loxblog.com/نامهای-قرآن</guid>

<description><![CDATA[
اسامی قرآن، از جمله امتیازاتش این است که چه اسم&zwnj;های خود قرآن و چه اسم&zwnj;هایی که قرآن برای اشخاص یا برای بلاد معین کرده&zwnj;است، دارای معانی خاص و مناسب با مسمّایش می&zwnj;باشد. برخلاف اسمایی که صرفاً از نظر لفظی اسم است ولی از نظر معنوی اسم نیست. چون اسم به معنای علامت است. علامت یا یک بعدی است مثل زید، که فلان شخص است، اما معنای زیدیّت در او اصلاً مطرح نیست. گاهی اوقات، هم از نظر لفظی اسم است و هم از نظر معنوی، مثل الله، اِله، رحمن، رحیم، اسماء ذات، اسماء صفات، اسماء فعل که تماماً هم از نظر لفظی، اشاره و علامت است و هم از نظر معنوی. سایر اسماء قرآن ـ که حدود چهل اسم در قرآن آمده ـ همه چنین است. از جمله:کتاب، قرآن، فرقان، مبین، بیان، تبیان، برهان، عظیم، عزیز، کریم، صراط مستقیم، حکم، ذکر، موعظه، نور، روح، مبارک، نعمت، بصائر، رحمت، حق، فصل، هادی، شفا، هدی، تنزیل، مُهین، قیّوم، بشیر، نذیر، حدیث، نجوم، حبل، مثانی و.......

به صفحه تلگرام سر بزنید
https://telegram.me/Hadi4569&nbsp;
// ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 00:55:03 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

